۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه

امروز 19 ماه مه  بیست و پنجمین سالگرد ترور رفیق حمید رضا چیتگر - بهمنی است.  این سند را  مطالعه کنید تا بیشتر پی به ماهیت کثیف این نظام ضد بشری ببرید.یادش گرامی و.ننگ ونفرت بر  جلادان جمهوری اسلامی!



 توفان





در افشای تروریسم دولتی جمهوری اسلامی ایران






از انتشارات حزب کار ایران
چاپ دوم ــ اردیبهشت 1387


توفان



در افشای تروریسم دولتی جمهوری اسلامی

























مصاحبه هئیت تحریریه توفان با رفیق جعفر پاکنیا به مناسبت سیزدهمین سالگرد ترور رفیق حمید رضا چیتگر (بهمنی) عضو کمیتهﻯ مرکزی و دفتر سیاسی حزب کار ایران (توفان)

                      















           


رفیق حمید چیتگر در حال سخنرانی در باره استالین و دیکتاتوری پرولتاریا،           8 ماه مه 1987 ، استکهلم – سوئد









     ترور رفیق بهمنی                                                                                   صفحه 1___



س ــ رفیق پاکنیا٬ بزودی ١٩ مه٬ سیزدهمین سالگرد ترور زنده یاد حمید رضا چیتگر فرا میرسد. با توجه به تشدید بحران اجتماعی در ایران و انعکاس گسترده قتلﻫﺎﻯ زنجیرهﺍﻯ در مطبوعات و رسانهﻫﺎﻯ خارجی بجا میدانیم تا بار دیگر چگونگی ترور حمید را که در سال ١٩٨٧ در وین انجام شده بود سؤال نمائیم. لطفاً برای خوانندگان توفان توضیح دهید که نقشهﻯ قتل رفیق حمید چگونه آغاز گردید؟



ج ــ زنده یاد حمید رضا چیتگر یکی از اولین قربانیان تروریسم رژیم جمهوری اسلامی در خارج از کشور است. قتل فجیع حمید طرح از پیش آماده شدهﺍﻯ بود که دوسال به طول انجامید. ابتدا نامهﺍﻯ از ایران در سال ١٩٨٥ با محتوای عام سیاسی به صندوق پستی سازمان هواداری حزب (صدای دانشجو ــ در استراسبورگ فرانسه) ارسال گردید. نامه به امضاء فردی به نام علی آمیزطبع بود. وی در نامهﺍش از نیروهای مقاومت و ضد رژیمی در ایران نام برد و خود را مخالف استبداد مذهبی حاکم معرفی کرد. نامبرده پس از ارسال چند نامه مشتاقانه خواهان ارتباط با تشکیلات حزب کار در ایران گردید.



س ــ یعنی علی آمیزطبع بعد از رد و بدل شدن چند نامه به تدریج خود را سمپات سازمانﻫﺎﻯ چپ به ویژه حزب کار ایران نشان داد.



ج ــ دقیقا همین طور است. همان طور که عرض کردم وی در آغاز خود را فردی که علاقه عام به مسائل سیاسی دارد و مخالف نظام ضد مردمی جمهوری اسلامی است معرفی نمود. سپس بعد از چندی مکاتبه به خط و مشی حزبمان سمپاتی نشان داد و با اعلان آمادگی برای همکاری خواهان ارتباط حضوری گردید. وی در نامهﻫﺎیش٬ به ویژه در نامهﻫﺎﻯ پنجم و ششمﺍش٬ از مقولات سیاسی تری استفاده نمود. نظیر مبارزهﻯ طبقاتی٬ رهائی زحمتکشان از قید سرمایهﺩاری٬ برقراری دیکتاتوری و غیره.



س ــ بنابراین علی آمیزطبع به تدریج خود را هوادار کمونیسم و حزب کار ایران نشان داد؟ 

  صفحه 2 _______________                                               حزب کار ایران (توفان) __  



ج ــ درست است٬ وی در پایان نامهﻫﺎیش استقرار دیکتاتوری پرولتاریا در ایران را آرزو می کرد و پس از رد و بدل شدن شش و یا هفت نامه خواهان تماس حضوری گردید. بدین رو با تماسﻫﺎﻯ تلفنی با دفتر خارجی حزب که تحت مسئولیت رفیق حمید قرار داشت سرانجام قرار ملاقات با علی آمیزطبع تعیین گردید.



س ــ چرا قرار ملاقات در وین تعیین شد؟



ج ــ رفیق محل قرار را آلمان پیشنهاد نمود. اما علی آمیزطبع به بهانه مشکلات فنی از قبیل ویزا یا سخت گیریﻫﺎﻯ پلیس آلمان و این که وی در اتریش آشنا و آشنایانی دارد٬ محل قرار را وین پیشنهاد نمود که سرانجام نیز با این پیشنهاد موافقت گردید. البته پس از کشف قضایا روشن گردید که علت پافشاری آمیزطبع بر سر قرار در اتریش چه بود. از طرفی رژیم مطلع بود که در آلمان هواداران حزب فعالند و در این کشور تشکیلات حزبی وجود دارد٬ بنابراین محل قرار در آلمان میتوانست نقشه این ترور را احتمالا با شکست مواجه کند. لذا قرار ملاقات در وین با برنامه ریزی دقیقی طراحی شده بود.



س ــ جسد رفیق حمید پس از دو ماه در آپارتمانی در وین کشف شد. آیا تا کنون روشن گردیده که این آپارتمان توسط چه و یا چه کسانی کرایه گردید؟



ج ــ تا آنجا که تحقیقات نشان میدهد این آپارتمان توسط فردی که دارای پاسپورت ترکی بود به مدت ٢ الی ٣ ماه اجاره گردید. او خود را آموزگاری اهل ترکیه معرفی نمود که برای تقویت زبان آلمانی به اتریش آمد. این فرد لاغر اندام٬ دارای قامتی بلند و آشنائی به زبانﻫﺎﻯ خارجی داشت. یقیناً این فرد باید یکی از دیپلماتﻫﺎ و یا کارمندان پوششی سفارتخانهﻫﺎﻯ جمهوری اسلامی در اروپا باشد. این قبیل ترورها بدون نقش فعال سفارتخانهﻫﺎ و یا کنسولگریﻫﺎﻯ رژیم در خارج از کشور امکان پذیر نخواهد بود.





     ترور رفیق بهمنی                                                                                   صفحه 3___



س ــ تحقیقات به دست آمده نشان میدهد که رفیق حمید در حال مطالعه مطلبی بود که علی آمیزطبع از پشت سر به وی شلیک کرد. آیا اٽری موجود است که مبین حضور افراد دیگری نیز در آپارتمان باشد؟



ج ــ ببینید٬ همان طور که در گذشته نیز به اطلاع عموم رساندیم٬ رفیق حمید به همراه علی آمیزطبع راهی آپارتمان گردید. این آپارتمان گویا توسط آشنایان این مزدور اجاره شد و یا متعلق به یکی از آشنایانش بود. عکس تکان دهندهﺍﻯ که از رفیق حمید به جا مانده، نشان میدهد که رفیق در حال مطالعه مطلبی بود و مزدور رژیم به بهانه این که پرده را کنار بزند و یا این که به بیرون نظری اندازد٬ از پشت سر با اسلحه شلیک میکند. رفیق حمید با یک گلوله بلافاصله جان می بازد و تروریست حرفهﺍﻯ رژیم با خالی کردن جیبﻫﺎﻯ رفیق حمید و پاکسازی، محل را ترک میکند. آن چه که تحقیقات نشان میدهد در اتاق فقط رفیق حمید و علی طبع آمیز حضور داشتند و گلوله توسط همین شخص شلیک گردید. البته این قتل فجیع به ظاهر توسط یک نفر یعنی علی طبع آمیز صورت پذیرفت اما کیست که نداند که ماجرای چنین عملیاتی تنها از طریق یک سازمان دولتی و با امکانات وسیع مالی و تدارکاتی ممکن خواهد بود.



س ــ در طی مدتی که رفیق حمید ناپدید شده بود٬ افرادی از ایران با دفتر خارجی حزب تماس گرفتند و از سرنوشت علی آمیزطبع و قطع شدن ارتباط با وی اظهار نگرانی کردند. آیا تا کنون روشن گردید که سر نخ این تلفنﻫﺎ و یا نامهﻫﺎﻯ ارسالی از ایران به کجا وصل بود؟



ج ــ در دوماهی که رفیق حمید ناپدید شده بود٬ زنی تحت عنوان همسر علی آمیزطبع به دفتر خارجی حزب تلفن میزد و در مورد ناپدید شدن شوهرش اظهار نگرانی میکرد. همین طور مردی نیز چندین بار با دفتر خارجی حزب تماس گرفت و از "ناپدید شدن" علی آمیزطبع شدیداً اظهار نگرانی میکرد. او خواهان ارتباط با حزب بود و در تماسﻫﺎﻯ خود تأکید داشت که گروه (منظور گروه ساختگی متعلق به آمیزطبع) بدون مسئول و ارتباطات تشکیلاتی دوام نخواهد آورد. این مزدور کٽیف تلاش بسیار به خرج داد تا در داخل ایران به

    صفحه 4 _______________                                               حزب کار ایران (توفان) __

وی ارتباط دهیم. این مزدوران تا قبل ازکشف جسد رفیق حمید با صحنه سازی و عادی جلوه دادن قضایا٬ مذبوحانه سعی نمودند تا ضربه دیگری بر پیکر حزب وارد آورند. اما چنین نشد. پس از کشف جسدرفیق حمید٬ بلافاصله تماس افراد نامبرده با دفتر خارجی قطع گردید. تحقیقات حزب نشان میدهد که تماسﻫﺎﻯ مکاتبهﺍﻯ علی آمیزطبع از طریق آدرسی در تهران تحت پوشش یکی از شرکتﻫﺎئی که توسط سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی اداره میشد٬ صورت گرفت. سر نخ همه مکاتبات و تماسﻫﺎﻯ تلفنی به سازمان مافیائی ساواما وصل بود.



س ــ پس از کشف جسد رفیق حمید رضا چیتگر و واکنش متحد نیروهای انقلابی و احزاب برادر علیه تروریسم دولتی جمهوری اسلامی٬ وزارت اطلاعات رژیم را بر آن داشت تا جهت رد گم کردن و دفاع از خود دست به عکس العملﻫﺎئی بزند. تاکتیک وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی را در این رابطه مشخص چگونه ارزیابی می کنید؟



ج ــ حزب از همان آغاز ناپدید شدن رفیق حمید کوشید تا سیاستﻫﺎﻯ تروریستی رژیم را در خارج از کشور بیش از پیش افشاء نماید و نظر هموطنان خود را به شیوهﻫﺎﻯ جدید سرکوب و سازماندهی آنها جلب کند.

ما گفتیم که تروریسم یکی از ارکان سیاست خارجی رژیم اسلامی است و این امر فقط محصول تبلیغات مخالفین رژیم و یا دول مخالف ایران نیست٬ بلکه بیان مسئولان بلند پایه خود رژیم جمهوری اسلامی نیز میباشد.

تاکتیک رژیم جمهوری اسلامی در مورد هر ترور مشخص٬ بسته به تعلقات سیاسی ایدئولوژیک افراد وسازمانﻫﺎﻯ اپوزیسیون متفاوت بوده است. رژیم برای ترور رفیق حمید با توجه به شناختی که از مواضع سیاسی ــ ایدئولوژیک حزب کار ایران داشت٬ در نامهﻫﺎﻯ جعلی که از ایران به دفتر خارجی ارسال می داشت از مقولاتی نظیردیکتاتوری پرولتاریا و سوسیالیسم استفاده مینمود تا همه چیز عادی جلوه داده شود. پس از رو شدن این جنایت شوم٬ رژیم جمهوری اسلامی تلاش بسیار کرد تا با مطرح کردن مسایل سیاسی ــ ایدئولوژیک و اختلافات سیاسی ــ عقیدتی این قتل را به سازمانﻫﺎﻯ اپوزیسیون و یا "تصفیهﻯ داخلی" بچسباند. ابتدا در اینجا و آنجا و در کیهان هوائی از اختلافات حزب کار

     ترور رفیق بهمنی                                                                                   صفحه 5___



و شورای ملی مقاومت و مجاهدین زمزمه شد که گویا رفیق رضا چیتگر نمایندهﻯ حزب کار در خارج از کشور پس از جدائی از شورای ملی مقاومت توسط مسعود رجوی به قتل رسید. در ادامه همین شایعات وزارت اطلاعات رژیم با درج مقالهﺍﻯ با نام جعلی در کیهان لندن تحت عنوان "رضا چیتگر را تودهﺍﻯﻫﺎ کشتند" مذبوحانه سعی نمودند به توجیه این ترور بپردازند و آن را فرجام کارزار ضد رویزیونیستی و ضد تودهﺍﻯ حزب کار ایران (توفان) تئوریزه نمایند که گویا حزب توده ایران به خاطر اختلاف ایدئولوژیکی با توفان و با کمک سازمان جاسوسی شوروی ک. گ. ب. چیتگر را ترور کرد. رژیم این گونه شایعات را حتی به میان محافل سیاسی٬ کانونﻫﺎ و نهادهای فرهنگی و به اصطلاح بیطرف نیز کشانده تا نشان دهد قتل رفیق حمید حاصل اختلاف "درون سازمانی" بوده و ربطی به جمهوری اسلامی نداشته و رژیم را با افراد "خارج نشین کاری نیست".

می بینید٬ رژیم جمهوری اسلامی برای انجام عملیات تروریستی در تمامی عرصهﻫﺎ٬ فعال عمل نموده و برای رد گم کردن و حفظ ظاهر نیز که شده، باید طوری جلوه داده شود که پای رهبران تروریست جمهوری اسلامی حتی الامکان به میان نیاید. شما می توانید عین همین تاکتیک را اما با بیان دیگری در مورد شاهپور بختیار٬ دکتر قاسملو٬ دکتر کاظم رجوی و دیگران مشاهده کنید. همه این ترورها از سوی کیهان هوایی ارگان وزارت اطلاعات رژیم در خارج از کشور در چهار چوب تصفیهﻫﺎﻯ داخلی تحلیل گردید و با بیشرمی تلاش نمود تا پای رژیم به میان نیاید. و سرانجام آنجا که توجیه قتلﻫﺎ در چهار چوب مقولات سیاسی ــ عقیدتی و "تصفیه داخلی" مقدور نبود برای فرار و رد گم کردن از مقولات اخلاقی و شخصی بهره جسته و به عنوان مٽال قتل فجیع فریدون فرخزاد را به "معشوقهﺍش" نسبت داد. در همین رابطه می توانید اٽرات تبلیغات اغواگرانه وزارت اطلاعات را در نشریهﻯ ایران تایمز چاپ واشنگتن که به بررسی قتل فرخزاد پرداخت مشاهده کنید. این نشریه متأٽر از بنگاه دروغ پراکنی ساواما قتل  فرخزاد را به مسئلهﻯ همجنس گرائی و دعوای جنسی نسبت داد که از سوی سازمانﻫﺎﻯ اپوزیسیون و از جمله حزب ما مورد انتقاد قرار گرفت. دادگاه میکونوس و سرانجام زمان٬ این داور تاریخ نشان داد که همهﻯ این ترورها از سوی باندهای آدمکش جمهوری اسلامی و به رهبری

   صفحه 6 _______________                                               حزب کار ایران (توفان) __

وزارت اطلاعات طرح ریزی گردیده و اکنون کمتر کسی را می توان یافت که به این واقعیت غیر قابل انکار پی نبرده باشد.



س ــ شیوهﻯ ترور رفیق حمید بسیار ناشناخته و کلاً تروریسم دولتی جمهوری اسلامی آن زمان به صورت گسترده به خارج کشیده نشده بود. آیا این همان فاکتور مهمی نیست که زنده یاد رفیق حمید در دام تروریستﻫﺎ رژیم گرفتار آمد؟



ج ــ درست است٬ اما ما قصد توجیه این اشتباه که از سوی تشکیلات صورت گرفت را نداریم. سفر حمید به هر دلیل ممکن یک اشتباه بود. در این رابطه حزب به خود انتقاد نمود و درسﻫﺎﻯ گرانبهائی از این ضربت کسب نموده است. اما همان طور که بیان داشتهﺍید٬ شیوهﻯ ترور رفیق حمید شیوهﺍﻯ جدید و ناشناخته بود. سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی٬ ساواما تا آن تاریخ نیروی مخالفی را بدین شکل در خارج از کشور ترور نکرده بود. اما بعد از ترور رفیق حمید می توان نمونهﻫﺎﻯ زیادی مٽال آورد که رژیم به نوعی از همین حیله بهره جسته و بسیاری از افراد سرشناس اپوزیسیون را از پای درآورد. شاهپور بختیار رهبر نهضت مقاومت ملی٬ عطاالله احمدی عضو سازمان درفش کاویانی٬ فریدون فرخزاد و ...... با همین شیوهﻯ کٽیف ترور شدند. پس می بینید که رژیم با این شگرد روباه صفتانه یعنی مکاتبات ساختگی و دروغین٬ ارتباطات زیادی با گروهﻫﺎ و عناصر مخالف برقرار کرده و در بسیاری موارد نیز موفق عمل نموده است.

رژیم جمهوری اسلامی از سال ١٩٨٧ تا کنون صدها تن ازافراد اپوزیسیون را به طرق مختلف در خارج از کشور به قتل رسانده است. رژیم شیوهﻫﺎئی را در شکار نیروهای مخالف آنهم در خارج از کشور پیش گرفت که هیچ دولتی در جهان نسبت به اتباع خود چنین نکرده است. رژیم پس مانده و قرون وسطائی جمهوری اسلامی با استفاده از پترودلار نفت این ٽروت ملی مردم ایران که باید در راه رفاه و آسایش و پیشرفت جامعه به کار رود٬ شبکهﻯ تروریستی وسیعی را برای امحاء فیزیکی عناصر مخالف سازماندهی نمود که در نوع خود کم نظیر است. در این رابطه می توان کتابﻫﺎ نوشت. به هر حال همان طور که گفتیم عملیات تروریستی برون مرزی جمهوری اسلامی بدون امکانات وسیع

     ترور رفیق بهمنی                                                                                   صفحه 7___



مالی و فرهنگی و بدون سکوت و مماشات ممالک اروپائی امکان پذیر نبوده است.



س ــ دولت اتریش پروندهﻯ قتل رفیق حمید را تا چه مرحلهﺍﻯ پیگیری کرده است؟



ج- متأسفانه به نظر نمی رسد که دولت اتریش قضیه را پیگیری کرده باشد. مصالح اقتصادی دولت اتریش و ملاحظات دیپلماتیک مانع از آن است تا مقامات اتریش بتوانند و یا بخواهند مستقیماً ترور رفیق حمید و یا دکتر قاسملو و یارانش را به سازمان امنیت جمهوری اسلامی ربط دهند. اما دولت اتریش در اٽر فشار افکار عمومی و سازمانﻫﺎﻯ بشر دوستانه تنها به این بسنده کرده است که انگیزهﻯ این قتلﻫﺎ، سیاسی بوده است.

حزبمان به مناسبت دهمین سالگرد ترور رفیق حمید در تاریخ ١١/٦/٩٧ طی نامهﻯ  سرگشادهﺍﻯ از دولت اتریش خواست که پروندهﻯ این قتل را دوباره مورد بررسی قرار دهد. پیرو این نامه حزب سبزها در اتریش٬ طی مصاحبهﺍﻯ مطبوعاتی در پارلمان این کشور به افشای عملیات تروریستی جمهوری اسلامی پرداخت و مصرانه از دولت خواست تا پروندهﻯ قتل رفیق حمید دوباره مورد بررسی قرار گیرد. ناگفته روشن است که دولت اتریش هرگز مناسبات حسنهﻯ تجاری خود را با جمهوری اسلامی قربانی احترام به حقوق بشر و حرمت انسانی نخواهد کرد. همان طور که سایر کشورهای اروپائی نظیر فرانسه و سوئیس و غیره نکردند.



س ــ رفیق پاکنیا٬ اگر موافق باشید سؤال آخر خود را به قتلﻫﺎﻯ زنجیرهﺍﻯ در ایران اختصاص دهیم. همان طور که می دانید اکنون قتلﻫﺎﻯ زنجیرهﺍﻯ به یکی از موضوعات اصلی و محوری جامعه تبدیل شده است و اکبر گنجی در این رابطه افشاگریﻫﺎﻯ وسیعی انجام داده است. آقای گنجی و دوستانش پیرامون قتلﻫﺎﻯ داخلی و خارجی تا کجا پیش خواهند رفت؟





   صفحه 8 _______________                                               حزب کار ایران (توفان) __



ج ــ ببینید٬ تا کنون طبق آمارهای منتشره٬ بیش از ٣۰۰ نفر در خارج از کشور و ١٥١ نفر در داخل کشور به شیوهﻫﺎﻯ فجیعی به قتل رسیدهﺍند. تا آنجا که به قتلﻫﺎﻯ خارج از کشور مربوط میشود٬ دادگاه میکونوس آلمان نقطهﻯ عطفی در افشاگری علیه تروریسم دولتی جمهوری اسلامی بود و به واقع این دادگاه موفق شد با مدارک غیر قابل انکار انگشت اتهام به سوی بالاترین مقامات جمهوری اسلامی یعنی خامنهﺍﻯ٬ رفسنجانی٬ ولایتی و فلاحیان وزیر اطلاعات دراز کند. این افشاگری در سطح جهانی و با چنین ابعادی تأٽیر کمر شکنی بر جمهوری اسلامی گذاشته و رژیم را قویاً در عرصهﻯ بین المللی به انزوا کشانید. امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست که تمام قتلﻫﺎﻯ برون مرزی از سوی سازمان امنیت جمهوری اسلامی صورت گرفته و حتی علی فلاحیان خود چند سال قبل از افشای دادگاه میکونوس در شهریور ١٣٧١ در یک برنامهﻯ تلویزیونی فاش ساخت که نیروهای اطلاعاتی رژیم عناصر و گروهﻫﺎﻯ اپوزیسیون در خارج از کشور را فعالانه تحت تعقیب و مراقبت قرار دادهﺍند. وی هم چنین در همین مصاحبه که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید از مأمورین وزارت اطلاعات به خاطر ضربات وارده به گروهﻫﺎﻯ اپوزیسیون در خارج قدردانی کرد. بنابراین آن چه که آقای گنجی تحت "عالیجنابان خاکستری"٬ "عالیجنابان سرخ پوش"٬ و یا "شاه کلید" به افشاگری می پردازد قبلاً در داگاه میکونوس به اٽبات رسید و یقیناً ایشان و دوستانش از افتضاح سران جمهوری اسلامی مطلع بودند. اما این که چرا آقای گنجی در افشای پرونده قتل زنجیرهﺍﻯ تا آنجا پیش می تازد که حتی جانش در خطر مرگ قرار گیرد٬ باید برای پی بردن به علل این امر به منظرهﻯ سیاسی ــ اجتماعی و رشد مبارزات مردم در چند سال اخیر نظر افکند.

امروز بحران سیاسی٬ اجتماعی٬ اقتصادی و فرهنگی در ایران به چنان ابعادی رسیده است که نه رژیم می تواند مٽل گذشته حکومت کند و نه مردم تن به اطاعت به رژیم اسلامی تحت رهبری ولی فقیه میدهند. گسترش مبارزات مردم در اشکال مختلف نظیر اعتراضات کارگری٬ درگیریﻫﺎﻯ خونین در برخی از شهرها و یا حتی شرکت وسیع مردم در انتخابات ریاست جمهوری و ششمین دورهﻯ مجلس شورای اسلامی به عنوان اعتراض و نه بزرگ به جمهوری اسلامی ..... همه حکایت از رشد درخشان مبارزات مردم ایران دارد.

     ترور رفیق بهمنی                                                                                   صفحه 9___



اینجاست که در پرتو این مبارزات٬ اختلافات بالائیﻫﺎ شدت می گیرد و هر یک از جناحﻫﺎ برای خروج از بحران موجود از بحران موجود پروژهﻫﺎئی ارائه میدهند. افشای قتلﻫﺎﻯ زنجیرهﺍﻯ از سوی آقای گنجی در همین چهار چوب، قابل تبیین است. این افشاگریﻫﺎ محصول مبارزات مردم ایران است. در واقع این مردمند که افرادی نظیر گنجی و یا عماد الدین باقی و شرکاء را به جلو رانده و آنها را مقابل عالیجنابان خاکستری٬ شاه کلید و یا سرخ پوش قرار دادهﺍند. این افشاگریﻫﺎ طبیعتاً مٽبت است و به تضعیف چاقو کشان حزب الهی٬ شبان بی مخﻫﺎ٬ ده نمکیﻫﺎ و رهبرشان خامنهﺍﻯ منجر خواهد شد. اما این که اصلاح طلبان و یا اکبر گنجی و دوستانش فجایع ترورهای خارج از کشور را به ترورهای داخلی ربط دهند و تا آنجا پیش روند که امنیت جمهوری اسلامی را به خطر اندازند٬ یک خوشبینی و خود فریبی محض است. در همین رابطه آقای عماد الدین باقی با صراحت میگوید که "دست اندر کاران پرونده نباید تمام یافتهﻫﺎﻯ خود را یک جا عرضه کنند٬ در هر حال بخشی از این اطلاعات مستلزم استتار است و اطلاعاتی است که شاید تا سالﻫﺎ به صلاح امنیت ملی نباشد که گفته شود" (ایران امروز ٣۰ بهمن ١٣٧٨)

می بینید٬ افشاگران زنجیرهﺍﻯ تا آنجا پیش خواهند رفت که امنیت جمهوری اسلامی را به خطر نیاندازند. بیشک٬ اکبر گنجی نظریه پرداز اصلی قتلهای زنجیرهﺍﻯ اسناد بسیاری در مورد اوضاع درونی سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی در اختیار دارد٬ یحتمل با بسیاری از کارکنان ساوامای نظام نزدیکی دارد و لذا همین کانالﻫﺎست که ایشان با دسترسی به یک سری مدارک افشاء کنندهﻯ غیر قابل انکار٬ عالیجنابان خاکستری٬ شاه کلید و سرخ پوش را تحت فشار قرار داده است. این افشاگریﻫﺎ در واقع در راستای همان اصلاحاتی است که آقای خاتمی و جناح "مدنی خواه" رژیم مدعی آنند. اینان برای حفظ نظام نکبت بار جمهوره اسلامی ناچارند برخی از زیاده رویﻫﺎﻯ دستگاه را قیچی کنند٬ برخی افراد بد نام و منفور نظام٬ فلاحیان وزیر اسبق وزارت اطلاعات٬ رفسنجانی و غیره را به حاشیه برانند.

امروز دیگر مسلمانانی نظیر لاجوردیﻫﺎ٬ سعید امامیﻫﺎ٬ خلخالیﻫﺎ٬ ده نمکیﻫﺎ٬ فلاحیانﻫﺎ و غیرو کار آئی خود را از دست داده و حضورشان به ضرر نظام اسلامی است. لذا محترمانه و یا از طریق داروی نظافت باید جای

   صفحه 10 ______________                                               حزب کار ایران (توفان) __



خود را به اشخاص "خوشنام و مدنی خواه" دهند تا نبض زمان را در دست گیرند و برای نظام و پیش گیری از سقوط آن دست به عقب نشینیﻫﺎئی زنند. البته همگان می دانند که جنایت تکان دهندهﻯ رهبران جمهوری اسلامی تنها به قتلﻫﺎﻯ زنجیرهﺍﻯ محدود نمی گردد.

رژیم اسلامی در خلال ٢١ سال حاکمیت فاشیستی و ضد بشری خود بیش از صد هزار نفر را تیرباران کرده است. این رژیم حتی به دختران و پسران سیزده و یا چهارده ساله رحم نکرده است. زنان حامله نیز از اعمال جنون آمیز رژیم بی بهره نماندهﺍند. اینها همه در سایهﻯ عدل اسلامی و به زعامت امام جنایت پیشه و عالیجنابان سرخ پوش صورت گرفته است. ترور در ماهیت رژیم جمهوری اسلامی است. این رژیم غیر متعارف سرمایهﺩاری که متکی بر ایدئولوژی اسلامی حکومت میکند راهی ندارد جز این که از طریق عقب نشینیﻫﺎئی در چهارچوب کنترل شده، خود را حفظ کند.

ما مشوق افشاگریﻫﺎﻯ امٽال گنجی که خود در شکل گیری جمهوری ترور و جنایت اسلامی نقش داشتهﺍند، هستیم.

ما مشوق تشدید اختلافات جناحﻫﺎﻯ هئیت حاکمه هستیم و در جهت تعمیق مبارزات مردم ایران و به زیر کشیدن رژیم مافیائی و تروریستی جمهوری اسلامی می کوشیم.



دوم ماه  مارس سال  دو هزار







WWW.toufan.org     صفحهﻯ توفان در شبکهﻯ جهانی اینترنت


نشانی پست الکترونیکی                        ufan@toufan.orgTo     







                                              



         

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر