۱۳۹۸ مرداد ۸, سه‌شنبه

۱۳۹۸ تیر ۲۵, سه‌شنبه

به مناسبت دهمین سالگرد جنبش دمکراتیک سال ۱۳۸۸
 
ده سال از جنبش خرداد ۸۸ می‌گذرد، جنبشی که در فقدان رهبری انقلابی و عدم توازن قوا توسط ارتجاع تا بُن مسلح حاکم با برجای‌گذاشتن صدها کشته و مجروح  درهم‌شکست و ناکام ماند:
یکم اینکه جنبش اعتراضی خرداد ۸۸ یک جنبش دموکراتیک و بیان خشم فروخفته سی‌ساله مردم ایران بود. مردمی که تجارب هم انتخابات تقلبی گذشته را پشت سر داشتند و قصد نداشتند در هیچ انتخاباتی شرکت کنند.
با تشویق و تبلیغ رژیم که مردم را دعوت به شرکت در یک انتخابات فرمایشی و نمایشی می‌کرد و به آن چاشنی مناظره نامزدها را به تقلید از جرج بوش و اوباما می‌زد، تنور انتخابات داغ شد و رژیم مصمم گشت تا تنور داغ است، نان خود را به‌پزد و از مردم مشروعیت طلب کُند. حساب بسیاری از مردم در این انتخابات البته این نبود که به رژیم مشروعیت دهند. جنبش سال ۸۸ در کلیت‌اش جنبش خِرَد در مقابل جَهالت بود. این جنبش حتی به علت این طیف عظیم نابسامانی و نارضائی بخشی از طبقات حاکمه را نیز دربرگرفته بود. طبیعتاً درجه تحول و خواست پیشروی در همه شرکت‌کنندگان یکسان نبود. هرچه جنبش رادیکال‌تر می‌شد، ترکیب جنبش نیز تغییر می‌کرد، ولی خواست‌های مردم خواست‌های به حقی بود و باید از آنها حمایت می‌شد و به مردم با حوصله نشان می‌دادیم که تحقق این خواست‌های انسانی، مدنی، سیاسی تنها بر ویرانه‌های رژیم جمهوری اسلامی امکان پذیر بود. هرگونه مبارزه‌ای در چارچوب بقاء رژیم جمهوری اسلامی و دنباله‌روی از موسوی و کروبی و رفسنجانی و.... ره به جایی نمی‌برد و تکرار وضعیت کنونی بود. متأسفانه این جنبش به خاطر فقدان رهبری صحیح و دورنمای سیاسی سرکوب شد.
دوم اینکه مسلماً در میان تظاهرکنندگان سال ۸۸ شعارهای انحرافی و‌ ارتجاعی نیز داده می‌شد و رسانه‌های امپریالیستی و صهیونیستی نیز در آن نقش داشتند. شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نیز یکی از آن شعارهای انحرافی بود که درعین حال خُنک‌کننده دل عده‌ای از ناسیونالیست‌های افراطی در مقابل اسلام‌گرائی و بی‌وطنی پان‌اسلامیست‌ها بود. عده ای نیز شعار «مرگ بر روسیه و چین» را سازکرده بودند و امپریالیست‌های غربی را ناجی ملت می‌پنداشتند. بخش بزرگی از تظاهرکنندگان شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» را فریاد می‌زدند، که در عین تأیید انقلاب بهمن و رد رژیم ننگین و دست نشانده سلطنتی پهلوی و تکیه بر ایرانیت و نه اسلامیت داشت. شعارهای «آزادی»، «آزادی زندانیان سیاسی»، «آزادی مطبوعات و احزاب و حقوق دمکراتیک» و..... از جمله شعارهای بخش عظیم مردم جان به لب رسیده بود. پُرواضح است که امپریالیست‌ها هیچگاه بیکار نمی‌نشینند و همواره تلاش می‌کنند با توسل به رسانه‌های عظیم تبلیغاتی جنبش را به سمت منافع خود سوق دهند. وظیفه نیروهای آگاه، شرکت در این جنبش‌ها و طرح شعارهای صحیح و هدایت آن برای تحقق حقوق دمکراتیک عموم مردم ایران است. وظیفه نیروهای آگاه است که دشمنان داخلی و خارجی را افشاء کنند و با تاکتیک‌های صحیح جنبش را به سرمنزل مقصود برسانند.
سوم اینکه جنبش اعتراضی بی‌رهبری و یا تحت‌تأثیر رهبری سازشکار دست به دامان خامنه‌ای شده بود. خطاب‌اش ارگان‌های رژیم بود. رژیمی که خود مسئولیت مستقیم سرکوب‌ها و آدم‌کُشی‌ها را داشت. این خوش خیالی را عده‌ای با «ترس از انقلاب»، «پرهیز از خشونت»، توجیه می کردند که معنی دیگری نداشت که بدون آمادگی، بدون شناخت ماهیت این رژیم ضدانسانی با سینه‌های باز به استقبال گلوله برویم. طراحان این شعارها از انجام یک انقلاب بعدی که تنها می‌تواند مسئله کسب قدرت را برای طبقه کارگر مطرح کند، می‌ترسیدند. آنها می‌ترسیدند که فرهنگ انقلاب قهرآمیز در مردم زنده شود. آنها می‌ترسیدند که مردم درک کنند که زور قابله زمان و تاریخ است و قهر هرگز نمی‌تواند در انحصار طبقه حاکمه باشد. توده مردم گام به گام درک می‌کرد که بدون قهر انقلابی یک تحول عمیق انقلابی ممکن نیست. توده مردم گام به گام حس می‌کرد که بدون سرکوب گرازهای پاسدار و بسیج و تمام ارگان‌های حافظ نظام ارتجاعی امکان پیروزی وجود ندارد.
رهبری جنبش ۸۸ تلاش کردند با طرح شعارهای رفرمیستی در چارچوب نظام، جنبش مردم را در مجاری سازش و همدستی با رژیم و در بهترین حالت آن در مجاری گشایش راه‌های لیبرالی مشکلات را حل کنند. آنها از مردمی که با روحیه «خشونت» و انقلابی به میدان آمده بودند، می‌ترسیدند. آنها ترجیح می‌دادند مردم کُشته شوند تا بِکُشند و این جنایت را با تئوری‌های «جامعه مدنی» و «انسانیت» توجیه می‌کردند. انسانیت آنها خیابان یک طرفه بود. جوازی بود تا طبقه حاکمه مردم بی سلاح را بِکُشد. برای آنها اجساد مردم بیشتر به مصلحت برای زد و بند بود تا زنده پر شور و انقلابی آنها. لیبرال‌های مذهبی از همان بدو امر خواهان مهار طغیان مردم بودند.
 
ولی در همین مدت کوتاه مردم در تجربه عملی خویش پی‌بُردند که شعار مسخره «رای مرا پس بده» و یا «ابطال انتخابات»، «شمارش مجددا آراء» تأیید وضعیتی است که تاکنون بوده است. آنها باید شعارهای خویش را به سطوح دیگری ارتقاء می‌دادند. «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر خامنه‌ای» و «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی» گام‌های جدیدی بود که مردم را به سوی اقدامات راه‌گشا می‌کشایند و منازعه را از کادر دعوای جناح‌های حاکمیت به در می‌آورد. نیروهای آگاه می‌بایست بر این روند تکیه می‌کردند، راه درست را به مردم نشان می دادند و در این راستا شعارها را ارتقاء داده و در مردم آمادگی نبرد با چشم انداز روشن ایجاد می‌کردند. رفتن «احمدی نژاد» مشکل‌گُشا نیست، «رفسنجانی»، «مصباح یزدی»، «محسنی اژه‌ای»، «خاتمی»، «میرحسین موسوی» نیز باید می رفتند. مردم می بایست به روزهای نخست انقلاب بهمن ۵۷ برمی‌گشتند و در مقابل قوای سرکوب ارتجاع، مسلح می‌شدند. این جنبش نشان داد که تحت رهبری جناح‌های بورژوازی علی‌رغم تمام فداکاری‌هائی که صورت گرفت، اما به پیروزی نه خواهد رسید و تنها تحت رهبری حزب سیاسی واحد طبقه کارگر است که می‌توان کشتی را به ساحل هدایت کرد و به مطالبات سوزان و محقانه توده مردم پاسخ داد.
 
نقل از توفان الکترونیکی شماره 156 تیرماه 1398

توفان الکترونیکی شماره ۱۵۶ تیر ماه ۱۳۹۸ نشریه الکترونیکی حزب کارایران منتشرشد

توفان الکترونیکی شماره ۱۵۶ تیر ماه ۱۳۹۸ نشریه الکترونیکی حزب کارایران منتشرشد
 با احترام
توفان
 
درشماره ۱۵۶ توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
درجبهه نبرد طبقاتی.اخبار و گزارشات کارگری خرداد ماه۱۳۹۸
 
 
 
چه باید كرد؟
چالش حجاب اجباری و رانندۀ «آتش به اختیار»ِ اسنپ!
درحاشیه قتل «علیرضا شیرمحمدعلی»
به مناسبت دهمین سالگرد جنبش دمکراتیک سال ۱۳۸۸
تداوم دستگیرشدگان تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر را محکوم می‌کنیم
برکشورم چه رفته است!گزارشی از ایران
هذیان گویی رهبر ورشكسته جمهوری اسلامی
سی وهشت سال از تیرباران قهرمانان توفانی گذشت
تحریمهای تازه و غیرقانونی امپریالیسم آمریكا علیه پتروشیمی ایران را قویاً محكوم می‌كنیم
تحریكات امپریالیسم آمریكا ادامه دارد.پهپاد جاسوسی در مرز هوایی ایران ساقط شد
آیا پهپاد آمریکایی وارد حریم هوایی ایران شده بود؟
درحاشیه آتش سوزی دو نفت‌كش در دریای عمان
چرا اسرائیل خواهان نابودی ایران است؟
امپریالیسم آمریكا وجنون گاوی
چرا شعار «دست‌ها از ایران كوتاه باد!» شعار صحیحی است؟
کمک چین «کمونیست» به پیشبرد برنامه ساخت موشک‌های بالستیک در عربستان
درجبهه نبرد طبقاتی.اخبار و گزارشات کارگری خرداد ماه۱۳۹۸
مُرسی را به صورت «دمكراتیك» به قتل رساندند.
«فقر» وجه مشترک ۱۵۲ میلیون کودک کار در جهان
خامنه‌ای، روحانی را فرمانده جنگ اقتصاد کرد
امپریالیسم و تحولات دموکراتیک در ایران
گشت و گذاری درفیسبوک، پاسخ به یک پرسش
پرسش و پاسخ در شبکه تلگرام
 
 
 

نشریه جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 232 تیر ماه

با سلام
لطفا نشریه جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 232 تیر ماه
  1398 ومقالات را ملاحظه فرمائید ودر پخش آن ما را یاری رسانید
با تشکر
توفان
 
 

۱۳۹۸ خرداد ۲۰, دوشنبه

کارگران ایران و مسأله تجاوز احتمالی امپریالبیستی


کارگران ایران و مسأله تجاوز احتمالی امپریالبیستی


مدتی است که سیاست «تهدید و تعرض» علیه ایران، سایه سنگین خود را بر امور جامعه ما افکنده است؛ مردم زحمتکش ما حق دارند که به این «سیاست تهدید و تعرض» با دیده نگران بنگرند و آنرا تهدیدی جدی برای تداوم مبارزات‌شان در راه حفظ استقلال سیاسی و استقرار آزادی و عدالت اجتماعی در ایران، تلقی کنند. نگاهی به مبارزات کارگری و اعتصابات و اعتراضات اقشار مختلف جامعه در فروردین و اردیبهشت ماه همین سال نشان می‌دهد که مردم ایران، علی‌رغم تهدیدات اخیر نظامی امپریالیسم آمریکا، دست از مبارزات روزانه خود برنمی‌دارند و در کنار طرح مطالبات‌ صنفی و سیاسی خود، مخالفت‌ خود را نیز با مداخلات و تهدیدات کشورهای امپریالیستی در امور داخلی خود ابراز می‌دارند. (در این زمینه رجوع کنید به گزارشات مندرج «در جبهه نبرد طبقاتی» در همین شماره). کارگران، زنان، دانشجویان، معلمین، بازنشستگان وکشاورزان در طی ۴ دهه مبارزه خود، متحمل هزینه‌های زیادی شده‌اند، از زندان، شکنجه و تبعید اجباری گرفته تا اعدام و قتل. این نهالی را که آنها با خون خود آب دادند، امروز تبدیل شده است به درخت تنومندی که در زیر سایه آن همه اقشار زحمتکش جامعه گرد هم آمده‌اند و در پناه آن به مبارزات خود ادامه می‌دهند. هرگونه تعرض نظامی، که منجر شود به تلاشی شیرازه جامعه، نخستین قربانی آن خشک‌شدن درخت تنومند جنبش کارگریست. نمی‌توان از یکسو طرفدار استقرار آزادی و عدالت اجتماعی بود و در عین حال با سیاست تحریم، تهدید و تعرض، که طبقه کارگر و اقشار زحمتکش جامعه را به اولین قربانیان آن تبدیل خواهد ساخت، نیز موافقت داشت. این یعنی فریب توده‌ها، یعنی سر درآخور بیگانه داشتن، یعنی در پارکاب امپریالیسم به نابودی کشور خدمت کردن.

آنچه را که رضا شهابی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد در سخنرانی خود در پنجاه و دومین کنگره کنفدراسیون عمومی کار فرانسه در شهر دیژون فرانسه، که در ۱۲ ماه می ۲۰۱۹ با حضور نمایندگان سندیکا‌های کشورهای مختلف جهان برگزارگردید، اظهار داشت، بیانگر سیاست صلح‌‌جوئی و انترناسیونالیسم پرولتریست. سرنوشت طبقه کارگر ایران با سرنوشت زحمتکشان عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، فلسطین و غیره پیوند خورده است. طبقه کارگر ایران نمی‌تواند نسبت به تحولات منطقه و آنچه که در این کشورها می‌گذرد، بی‌تفاوت بماند. لذا با سیاستی که در میان صفوف زحمتکشان تفرقه ایجاد کند، آنها را به دشمنی با هم کشاند و آنها را در مقابل هم قرار دهد، به مخالفت برمی‌خیزد و در قبال آن سیاست طبقاتی خود را برمی‌گزیند، صف خود را از صف دشمنان طبقاتی جدا می‌سازد. و زحمتکشان را فرامی‌خواند تا در مبارزه روزانه خود به امر صیانت از استقلال ملی توجه خاصی داشته باشد و آنرا جزء جدائی‌ناپذیر مبارزه در جهت تحقق آزادی و عدالت اجتماعی بداند. آنچه که رضا شهابی بیان داشت غیر از این نیست. اکنون به بخش پایانی و مهم سخنان رضا شهابی گوش دهیم: «ما کارگران با جنگ افروزی‌های دولت‌های سرمایه‌داری در جهان و مخصوصاً در خاورمیانه مخالفیم. تهدید نظامی و تحریم جز خراب‌تر‌کردن وضعیت زندگی کارگران و زحتمکشان ایران، عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، فلسطین و... ندارد. ما کارگران به پشتیبانی هیچیک از بلوک‌های سرمایه‌داری توهم نداریم، بلکه به همبستگی کارگران و حقوق بگیران جهان احتیاج داریم».

به این معنی طبقه کارگر ایران فقط در درون برای کسب عدالت اجتماعی و آزادی نمی‌رزمد، مبارزه او در عصر امپریالیسم نمی‌تواند جنبه ملی به خود نه‌گیرد که گرفته است. بنابر این مبارزه برای کسب آزادی با مبارزه برای حفظ استقلال سیاسی و حاکمیت ملی درهم‌آمیخته است؛ ‌آنها را نمی‌توان از هم تفکیک نمود و فقط جنبه عدالت اجتماعی آنرا برجسته کرد و دیگری را از افق دید خود دور انداخت.

پشتیبانی اپوزیسیون خودفروخته از راه «سیاست تهدید و تعرض» برای دستیابی به «آزادی» و «عدالت اجتماعی» راه اطاعت و فرمانبری است. ملت‌ها اگر بخواهند بر استقلال خود تکیه کنند، راهی جز همبستگی بین‌المللی، مقاومت و ایستادگی برای حفظ استقلال سیاسی و مبارزه علیه هرگونه تهدید و تحریم و جنگ نیست. ملت‌ها خواهان جنگ نیستند. ولی صلح‌جوئی ملت‌ها به این معنا نیست که چنانچه امپریالیسم به حاکمیت آنها تعرض نماید، آنها از خود مقاومت نشان نه‌دهند، به استقبال او روند. همانطور که در سوریه نه‌رفتند و از میهن و یکپارچگی سرزمین خود به دفاع برخاستند. این نظام امپریالیسم است که جنگ می‌طلبد و کوشش می‌کند تا آنرا به نام «آزادی» به ما تحمیل ‌کند.

سرنگونی رژیم سرمایه‌داری جمهوری اسلامی ایران تنها و تنها وظیفه مردم ایران است، چون امریست داخلی. طبقه کارگر ایران در ادامه مبارزات خود به نیروی خود متکی است و با دخالت هرگونه نیروی خارجی مخالف است.

توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ نشریه الکترونیکی حزب کارایران خرداد ماه ۱۳۹۸

www.toufan.org

 

 

توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ خرداد ماه ۱۳۹۸

با درود های فراوان
توفان الکترونیکی شماره ۱۵۵ خرداد ماه ۱۳۹۸ نشریه الکترونیکی حزب کارایران منتشرشد
 با احترام
توفان
 
درشماره ۱۵۵ توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
 
 
 
دراین شماره می خوانید:
*کارگران ایران و مسأله تجاوز احتمالی امپریالبیستی
*آیا جنگی صورت خواهد گرفت؟ اگر جنگ رخ داد وظیفه ما چه خواهد بود؟
*ندای دانشجویان، ندای رهائی ا‌ست و نه ارتجاع و انقیاد!  
 
*نظر دكتر فریبرز رئیس دانا، درباره خطر احتمالی حمله نظامی به ایران و برخورد به «چپ»نماهای نخ‌نما!
*هذیان‌گویی دو سازمان شبه ترتسکیست وطنی درباره جنگ و اوضاع منطقه
*یادداشت زیر نوشته ژورنالیست برجسته آلمانی، یورگن تودنهوفر است
*«دریغ است ایران که ویران شود»نامه ای ازایران
*بیانیه مشترک جهانی در حمایت از کارگران ایران
*غارتگران مجلس سقف حقوق مدیران را ۲۴ میلیون تومان تعیین کردند
*در جبهه نبرد طبقاتیاخبار کارگری اردیبهشت ماه
*آیا اتحادیه اروپا پروژه‌ای برای صلح است؟
*درحاشیه انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا.چرا تحریم؟
*جعلیات را باور نه‌كنید!
 *درباب شُغل روحانيت درآینده ایران
*بمباران نوارغزه و کشتار بربرمنشانه مردم فلسطین، جنایت علیه بشریت است و آنرا قویاً محکوم می‌کنیم
*یاد رفیق مهدی شرفی یار زحمتکشان را زنده بداریم
*در سوگ رفیق محمود فرازنده، رفیق کمونیست ما
ه‌مناسبت سالگرد ترور رفیق حمید رضا چیتگر ( بهمنی)
*فرخنده‌باد هفتاد و چهارمین سالروز پیروزی بر فاشیسم
*گشت و گذاری در فیسبوک، پاسخ به یک پرسش
*پرسش و پاسخ در شبکه تلگرام

تجارب تحریم و خرابکاری در ونزوئلا، درس­هائی برای ایران

تجارب تحریم و خرابکاری در ونزوئلا، درس­هائی برای ایران
 

ونزوئلا درسهای فراوانی به ما می­دهد، ولی چشمان بینا می­خواهد تا از این تجربه تاریخ آموزش بگیرد.
ونزوئلا که تا قبل از روی کار آمدن هوگو چاوز، کشوری زیر سلطه آمریکا بود، با پیروزی چاوز و حامیانش؛ به کشوری مستقل از نظر سیاسی در آمریکای جنوبی بدل شد. ونزوئلا تنها کشوری در تاریخ آمریکای جنوبی است که در آن بیش از 12 بار انتخابات آزاد و دموکراتیک صورت گرفته و هر بار مردم دست رد به سینه دشمنان مردم ونزوئلا و نوکران آمریکا زده­اند، ولی این بیانِ نمایان دموکراسی در ونزوئلا؛ مورد تائید هیچکدام از "دموکراسیهای" غربی نیست، زیرا نتایج این دموکراسی مردمی به نفع آنان نمی­باشد. این حقیقت نشان می­دهد که دموکراسی فقط جنبه طبقاتی دارد و ما دموکراسی بدون قید و شرط نداریم.  دموکراسی همیشه مشروط به دفاع از طبقه معیینی است. این حکم ماتریالیسم دیالکتیک است که اضداد همواره دو طرف داشته و لازم و ملزوم یکدیگرند و وحدت ضدین دارند- خوب و بد؛ زشت و زیبا؛ سرد و گرم؛ استبداد و دموکراسی؛ آزادی و اسارت؛ امپریالیسم و جنبشهای ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه؛ جنگ و صلح، کارگر و سرمایه­دار و...-. وقتی پدیده امپریالیسم در جهان حضور دارد در مقابل آن ضدش نیز به میدان می­آید و آن مقاومت خلقها؛ دولتها و ملتها در مقابل تجاوز و دخالتهای امپریالیستی است. امپریالیسم قادر نیست همه کشورها و ملتها را به نوکران خود بدل کند. در مقابل تهاجم امپریالیسم برای به زیر سلطه کشیدن انسانها و دولتها؛ در ممالک جهان برای حفظ استقلال و آزادی مقاومت بوجود می­آید، این قانون مبارزه دیالکتیکی اجتماعی و امری کاملا علمی است. مبارزه برای استقلال ملی در سراسر جهان در مقابل تهاجم وحشیانه امپریالیسم به یک جریان مهم جهانی بدل شده است که امپریالیستها را مجبور کرده در مبارزه با استقلال کشورها، به دخالتهای گستاخانه متوسل شوند و تمام موازینی را که تا دیروز برای عوامفریبی موعظه می­کردند به دور افکنند. تروتسکیستها هرگز به استقلال ملی کشورها و مبارزه آنها برای کسب استقلال اعتقادی ندارند و همیشه در امر کسب استقلال ملی خرابکاری کرده­اند و به همین جهت هم در بزنگاههای تاریخ همدست امپریالیسم و صهیونیسم می­شوند. الزاما حکومتهائی که برای استقلال سیاسی خویش مبارزه می­کنند "دموکرات" نبوده و فاقد فساد و رشوه­خواری و... نیستند. شواهد روشن و غیرقابل انکار صدام حسین و معمر قذافی در مقابل ماست. امپریالیستها نمی­توانند تلاشهای این کشورها را برای حفظ استقلال ملی و تمامیت ارضی خویش تحمل کنند. امپریالیستها کشورهای بدون مرز می­خواهند تا با فراغ بال وارد آنها شوند. امپریالیستها در این زمینه از بسیاری کمونیستهای کاذب ایرانی "انترناسیونالیست­ترند" و بر ضد میهنپرستی تبلیغ می­کنند. امپریالیستها فقط میهن امپریالیستی خود را دوست دارند. آخرین نمونه­های آن کشور مستقل سوریه؛ یمن و ونزوئلا است. استقلال معنایش آن نیست که این کشورها نباید با امپریالیستها روابط سیاسی داشته و یا قراردادهای اقتصادی ببندند. کسانی که انتقاد به انعقاد قرار داد و یا روابط سیاسی را بهانه می­کنند تا خود را انقلابی و "ضد امپریالیست" جلوه دهند، در عمل در خدمت منافع امپریالیستها کار می­کنند. آنها در لیبی همدستان تروریستها شدند؛ درسوریه یار و یاور داعش و در ونزوئلا نیز راهی برای آنها نمی­ماند تا به بهانه انقلابی نبودن نیکلاس مادورو Nicolas Maduro در کنار تجاوز امپریالیسم آمریکا به ونزوئلا قرار بگیرند. تجربه ونزوئلا نشان می­دهد که چقدر اهمیت دارد که ملتها از حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود در دوران یورش همه جانبه امپریالیسم در پوسته سیاستهای نئولیبرالی که برای گشودن مرزها به نفع امپریالیسم صورت می­گیرد، به پشتیبانی برخیزند و نه اینکه ستون پنجم امپریالیسم شوند و به دنبال "جبهه موهومی" سوم بروند. تجربه ونزوئلا قاطعانه مشت محکمی به سینه انقلابی­نماها زد که دچار سردرگمی هستند و ناچارند نیکلاس مادورو را آماج حملات خود قرار دهند و برای تحریمها و دخالتهای آشکار امپریالیسم مبناهای توجیهی بیآفرینند.
تجربه ونزوئلا اهمیت دفاع از حقوق ملل را نشان می­دهد، که چقدر اهمیت دارد کمونیستها در دوران تهاجم گسترده امپریالیسم برای کسب بازارهای بیشتر به حقوق ملتها و استقلال کشورها تکیه کنند. تمام خلقهای جهان بالقوه نیروهائی هستند که مخالف تجاوز و تحریم­اند و در کنار خلقهای مورد آسیب قرار دارند.
امپریالیسم آمریکا به صورت غیرقانونی اموال دولت قانونی ونزوئلا را مصادره کرده است و نشان داده که امنیت بانکی و حفظ مالکیت خصوصی مقدس برای امپریالیستها سخنان پوچ و بی­معناست. آنها اگر منافع انحصارات امپریالیستی ایجاب کند حتی حاضرند مالکیت همه ملتهای جهان را نیز سلب کرده و هیچ امری جز منافع بیکران خویش مقدس نشمارند. امپریالیسم به محاصره غیرقانونی و ضد منشور ملل متحد علیه خلق ونزوئلا پرداخته که جرات کرده استقلال خویش را به کف آورد. این محاصره غیرقانونی؛ این ضبط اموال و دارائی­های کشور ونزوئلا به آنجا منجر شده که دولت ونزوئلا قادر نیست، علیرغم قدرت مالی که دارد آذوقه و تغذیه عمومی را تامین کند. همه این امپریالیستهای "بشر دوست" در ایجاد قحطی در ونزوئلا همدست­اند. سفیر دولت آلمان همراه با محافظان خویش و پاره­ای از مقامات کشورهای همدستش به همدستی و حمایت از ورود غیر مجاز یک خاطی تحت تعقیب در فرودگاه کاراکاس که خود را با الهام از سازمان سیا "دولت قانونی" ونزوئلا می­خواند، شتافته وی را در آغوش کشیده و به محل "امن" رسانده است. این اقدام گانگستریسم بین­المللی نام دارد و دخالت بی­شرمانه و حمایت آشکار از مشتی تبهکار در ونزوئلاست. امپریالیسم آمریکا؛ کانادا؛ استرالیا و اتحادیه اروپا و در یک کلام غرب استعمارگر و امپریالیست از مردکی در ونزوئلا حمایت می­کنند که منتخب مردم نیست و به وی وعده یاری مالی دو رقمی میلیونی داده­اند که همه اعمالش بر اساس قوانین رسمی دولت ونزوئلا غیرقانونی است، ولی مزیّت وی نوکری و حلقه بگوشی وی نسبت به آمریکاست. این مردک را آمریکا سالها در آمریکا تعلیم داده و برای چنین روزی به ونزوئلا فرستاده است تا بر ضد خلق ونزوئلا اقدام کند. وی فاقد پشتوانه مردمی است و تنها با زور تهدید آمریکا و تبلیغات سرسام آور حق ادامه حیات یافته است. وی مسلحانه یک خاطی در حصر خانگی را از مجازات قانونی رها کرده و مانند آدمربایان وی را به سفارت اسپانیا تحویل داده تا از وی حمایت کنند و این در حالی است که ژولیان آسانژ را از سفارت اکوادرو در لندن اخراج می­کنند. این روشها همه جنایتکارانه؛ دخالت آشکار و بی­شرمانه در امورد داخلی یک کشور است.
آخرین پرده نمایش این مردک، کودتای نظامی بوده است که با شکست مفتضحانه روبرو گشته و نظامیان مزدور و پاره­ای وارداتی مجبور به فرار شده­اند. وزیر امور خارجه آمریکا- آری درست خوانده­اید، وزیر امور خارجه آمریکا - به طور رسمی در پشت بلندگوها به دروغ اعلام کرد که نیکلاس مادورو  Nicolas Maduro در هواپیمائی به کوبا فرار کرده است. بعد از شکست کودتا و بی­آبروئی برای مقام رسمی وزارت خارجه آمریکا که با تکذیب دولت کوبا و دولت قانونی ونزوئلا روبرو شد، دوباره با بی­شرمی پشت دوربین­ها قرار گرفت و اعلام کرد که دولت روسیه در آخرین لحظه از پرواز هواپیمای نیکلاس مادورو Nicklaus Maduro به سمت کوبا ممانعت کرده و وی را در ونزوئلا نگهداشته است.
تجربه ونزوئلا برای چندصدمین بار نشان می­دهد که به سخنان امپریالیسم آمریکا و به وعده­های وی نباید هرگز اعتماد کرد. نهاد این امپریالیسم بر دروغ و جعلیات استوار است.
آقای پروفسور کریستف وِدِر Christoph Vedder  کارشناس امور حقوق ملتها در آگسبورگ در آلمان به انتقاد از دخالت گسترده حکومت آلمان در امور داخلی ونزوئلا پرداخته و در روزنامه زوددویچه تسایتونگ مورخ 08/02/2019 بیان کرده است: "تنها کسی که قدرت حکومتی را در کشور حداقل بطور گسترده اِعمال می­کند، می­تواند به عنوان دولت به­رسمیت شناخته شود". وی افزود: "اینکه حکومت چگونه پدید آمده مسئله داخلی هر کشور است که به سایر کشورها اساسا مربوط نیست". در ونزوئلا قدرت در دست مادورو است. ارتش؛ پلیس و سایر ارگانهای دولتی هنوز از حکومت بطور گسترده اطاعت می­کنند. گوآیدو Guaido کاری از دستش ساخته نیست جز حرف زدن. به این جهت آنطور که آقای ودر Vedder می­گوید به­رسمیت شناختن گوآیدو به عنوان رئیس­جمهور، ضد حقوق ملل بوده و دخالت در امور داخلی ونزوئلاست". در همین زمینه پروفسور در امور حقوقی آقای کای آمبوس Kai Ambos استاد دانشگاه حقوق گوتینگن در آلمان که کارشناس آمریکای لاتین است اظهار داشته است که دموکراسی منتخب فاقد هر ارزشی در عرصه حقوق ملل است. و همچنین این پرسش مربوط به به­رسمیت شناختن بی­اهمیت است که دولت در کشوری خوش­آیند و یا ناخوش­آیند است. "روشن است که مادورو مردی هراس­انگیز است"، ولی این امر به کشورهای دیگر حق نمی­دهد وی را سرنگون کنند.".
به گزارش روزنامه زوددویچه سایتونگ در همان شماره: "اکنون سازمان کشورهای آمریکا قبل از هرچیز تصویب کرد که دولتی را که به نیروی کودتا به قدرت برسد به­رسمیت نمی­شناسد" و این نشریه اضافه می­کند روشن است که: "این مورد مربوط به ریاست جمهوری مادورو نمی­شود". این کارشناسان امور حقوقی بین­الملل همچنین در مورد تحریم و محاصره ونزوئلا افزوده­اند: "نمی­شود همینطوری بدون مبنای حقوقی دارائی دولتی یک کشور خارجی را مصادره کرد به­ویژه زمانیکه اقتصاد این کشور وابسته به آن است". این هر دو پروفسور اعلام کردند: "چنانچه تحریمهائی اعمال می­شوند تا به یک تغییر رژیم منجر شوند این اقدام ضد حقوق ملل و دخالت است".
تجربه ونزوئلا نشان می­دهد که همه موافقان تحریم و دخالت در ونزوئلا و ایران نوکران دست به سینه آمریکا هستند. نوکران ایرانی حامیان تحریم و تغییر رژیم در عین حال نوکران صهیونیسم جهانی در ایران نیز هستند. برای یک ایرانی ننگی بالاتر از این نیست که موافق تحریم غیرقانونی؛ ضد بشری امپریالیسم و صهیونیسم بر ضد هموطنانش باشد. حزب کمونیست کارگری اسرائیلی و سازمان فدائیان اقلیت حامیان سیاست ترامپ و نتانیاهو در ایران هستند و به این جهت مردم ایران از آنها نفرت دارند. آنها می­توانند مانند بلندگویان امپریالیسم و صهیونیسم از سیاستهای آمریکا و اسرائیل و تروریسم آنها در منطقه دفاع کنند، ولی در ایران جز انزجار مردم چیزی درو نخواهند کرد.
 
برگرفته ازتوفان شـماره 231 خرداد ماه 1398ـ ژوئن  2019
ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
toufan@toufan.org
لینک چند وبلاگ حزبی
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
http://kanonezi.blogspot.se/
وبلاگ کارگر آگاه
http://www.kargareagah.blogspot.se/
سایت کتابخانه اینترنتی توفان
http://toufan.org/ketabkane.htm
سایت آرشیو نشریات توفان
http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/toufan.hezbekar
توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
توفان درشبکه تلگرام
https://telegram.me/totoufan