۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

گریه شاه سرنوشت همه جنایتکاران است
بمناسبت سی ودومین سالروز فرار شاه

"مردم ایران با پس گردنی
محمد رضا شاه را
از ایران بیرون کردند
گریه وی دیگر فایده ای نداشت.
حال باید منتظر سقوط رژیم اسلامی و گریه خامنه ای باشیم. آن روز دور نیست"...


سی ودوسال پیش در26 دیماه سال 1357 محمد رضا شاه پهلوی بدنبال تظاهراتهای میلیونی و مستمرمردم ایران فرار را برقرار ترجیح داد وکشور را ترک کرد. در آن روز تاریخی درفرودگاه مهرآباد چشمان بسیاری که رفتن شاه را از کشور آغاز پایان خویش میدیدند، گریان شدند. فرارشاه ازکشور را میتوان نقطه عطفی درروند انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران قلمداد کرد.محمدرضا شاه مدتی کوتاه قبل از خروجش ازکشور پیام معروف خود را مبنی بر اینکه" صدای انقلابتان را شنیدم" فرستاد تا شاید گامهای کوبنده انقلاب را ازحرکت بازدارد. اما این حربه نیز همانند دیگر اقدامات رژیمش دیگراثری نداشت. پاسخ او " توبه گرگ مرگ است" بود و بس. مشابه همین وعده ووعید را این روزها در تونس شاهد بوده ایم که رئیس جمهور جنایتکارش درمقابل موج عظیم جنبش اعتراضی مردم فریاد زد " صدای انقلاب را شنید" و با اخراج چند وزیرگماشته مردم را به آرامش دعوت نمود. لیکن  این گریه زاری دیگر فایده ای نداشت وبعد از چند روز پا به فرارگذاشت و گورش را گم کرد.

فرارشاه ازکشور با موافقت امپریالیسم آمریکا و چه بسا با پیشنهاد وی بود. بی جهت نبود که آمریکا عامل خود ژنرال هویزر را به ایران فرستاد تا درکوتاه مدت به رتق وفتق امور بپردازد تا درصورت  پیروزی انقلاب-که دیگر کسی را بر آن شک نبود- به منافع حیاتی اش ضربه ای وارد نیاید. پس ازفرار شاه زمام امور کشور درکنار دولت مستعجل بدست امرای ارتش افتاد. اسنادی که درسالهای گذشته تحت عناوین " اعترافات"، " خاطرات" و  " گفتگو ها" اززبان خود این آقایان به انتشاررسیده است، بوضوح نشاندهنده این است که سران رژیم و امرای ارتش تا چه حد درخیانت سقوط کرده و چه ید طولانی دروابستگی و وطنفروشی داشتند.

اگرچه فرارشاه ازکشور و سقوط رژیمش به پیروزی جمهوری دمکراتیک، آزادی بیان و عقیده، آزادی احزاب و اجتماعات، برابری حقوق زن و مرد وبهروزی مردم ستمد یده ما منجر نگشت و اکنون بعد از سی ودوسال از وقوع انقلاب  فقرو بیکاری، شکاف طبقاتی ،فساد و دزدی، فحشاء و اعتیاد، سرکوب و اختناق سیاسی، کشتاربیرحمانه مردم و عدم امنیت اجتماعی درایران بیداد میکند ، علیرغم این اما این روز، روز 26 دی یکی از ایام افتخار آفرین و درخشان مبارزات مردم ماست و باید آنرا گرامیداشت. این تنها بقایای رژیم پهلوی و روشنفکران اخته و خودفروخته و خیانتکارند که در سی ودومین سالگرد فرار شاه به عزا نشسته اند و آرزوی احیای رژیم فاسد  سلطنتی را در سر می پرورانند. ننگشان باد!
امروزدرسی ودومین سالگرد تاریخی فرارشاه، مبارزات و مقاومت قهرمانانه مردم ایران دراشکال مختلف ادامه دارد. هرروز درهمه جا فریادهای اعتراض از مردم ایران بگوش میرسد. جنبش دمکراتیک مردم ایران در22 خرداد رژیم سید علی خامنه ای را به سراسیمگی، شتاب زدگی وتزلزل انداخت.  بیت رهبری ازتظاهرات شجاعانه و طنین شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر ولایت سید علی و به آتش کشیدن عکس رهبر جنایتکار که یاد آورروزهای پایانی رژیم شاه بود برخود لرزید وبا فاشیستی ترین شیوه های ممکن و توسل به قمه کشان ، لباس شخصی های چاقوکش و نیرو های ویژه  امنیتی به سرکوب مردم پرداخت.

 جمهوری اسلامی که این روزها دربحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرورفته است میکوشد با توسل به اعدامهای بیمارگونه وبازداشتهای خودسرانه و فشار بر روشنفکران، کارگران ووکلای زندانی دربند و ایجاد ارعاب  درجامعه بر هفتاد میلیون مردم تشنه آزادی حکومت کند. اما سرنوشت سید علی خامنه ای و رژیم منفورش همان سرنوشت رژیم جنایت پیشه و اجنبی پرست پهلوی است که با انقلاب شکوهمند مردم به زباله دانی تاریخ پرتاب شد.سرنوشت سید علی همان سرنوشت بن علی رئیس جمهور دیکتاتور تونس است که دراثر مبارزات قهرمانانه مردم پا به فرار گذاشت.  دور نخواهد بود که کارگران، زحمتکشان، روشنفکران، زنان و جوانان و همه اقشار تحت ستم  ایران با انقلابی دگر زهر تلخ 26 دی ماه 1357 را به رژبم سراپا خیانت و جنایت سرمایه داری جمهوری اسلامی بچشاند. به امید چنین روزی.
برگرفته از توفان الکترونیکی شماره 55
.

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر