۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه


فریبرز رئیس دانا، اقتصاد دان و عضو کانون نویسندگان ایران به یک سال حبس محکوم شد

کانون مدافعان حقوق کارگر- شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه، فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان و عضو کانون نویسندگان ایران را به یک سال حبس محکوم کرد.
فریبرز رئیس دانا به اتهام عضویت در کانون "غیر قانونی" نویسندگان ایران، تنظیم بیانیه‌های "جریان فتنه‌ی ٨٨"، بیانیه علیه نظام و تبلیغ چهره‌های وابسته به گروهای چپ و مارکسیست همانند صمد بهرنگی و خسرو گلسرخی، شرکت در مراسم سالگرد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، صدور بیانیه علیه سانسور، مصاحبه با رسانه‌های بي بي سي و صداي آمريكا، متهم کردن جمهوری اسلامی به آزار و تجاوز و شکنجه زندانیان و فرمایشی قلمداد کردن دادگاههای جمهوری اسلامی، به یک سال حبس محکوم شد.
این حکم در تاریخ ۲۱/٣/۹۰ ابلاغ شده است و رئیس دانا به مدت ۲۰ روز فرصت دارد خود را معرفی کند و یا اعتراض خود را نسبت به حکم، اعلام نماید.

 مصاحبه رادیوئی  با آقای رئیس دانا راکه درهمین رابطه انجام شده است  در لینک زیر گوش دهید
http://www.youtube.com/watch?v=6XrVuhwwPIw

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

در حاشیه فیلم مستند الماسی برای فریب
سخن هفته
نقل از فیس بوک توفان
20 خرداد 1390
www.toufan.org

پخش فیلم مستند الماسی برای فریب در تلویزیون جمهوری اسلامی وتبلیغ نفوذ سازمان اطلاعات اسلامی در اپوزیسیون خارج ,هدفی جز بی اعتبار کردن جنبش دمکراتیک 22 خرداد 88 را ندارد. رژیم از همان آغاز اعتراضات مردم این جنبش را به امپریالیسم و  صهیونیسم نسبت  داد تا اعمال جنایتکارانه اش رامحق جلوه دهد.تهیه چنین فیلمی درخدمت همین سیاست ارتجاعی است  و پدیده تازه ای در تاریخ سی و دوساله جمهوری اسلامی نیست. اما این نیز حقیقت دارد که امپریالیستها و صهیونیستها نیز تلاش کرده و همچنان میکنند تا با نفوذ دراین جنبش آن را به مسیری سوق دهند که  درنهایت منافع آنها رادرایران و منطقه تامین نماید.کمک مالی امپریالیست آمریکا به اپوزیسیون ارتجاعی و ناسیونال شونیستهای رنگارنگ بر کسی پنهان نیست.حزب ما بار ها تاکید کرده است که جنبش مردم ایران باید درمسیر پیشرفت خود درخدمت راهبردی انقلاب و درخدمت استقرار نیروهائی باشد که دمکراسی را با مبارزه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی پیوند زند و ایران را در عرصه مبارزه اجتماعی گامی به جلو سوق دهد. درغیر این صورت نیروهای مترقی باید از حرکت سلطنت طلبان که خواهان براندازی رژیم اسلامی هستند تا امپریالیستها و صهیونیستها که برای غارت بیشتر مردم با جمهوری اسلامی در افتاده اند حمایت نمایند.عدم مرزبندی با امپریالیسیم و صهیونیسم و تکیه به شعار همه با هم حول محور سرنگونی جمهوری اسلامی فرجامی جز شکست و سرخوردگی نخواهد داشت.فیلم مستند الماسی برای فریب به معرفی اپوزیسیونی می پردازد که آلوده به سیاستهای امپریالیستی است که از تجاوز به افغانستان و عراق و لیبی الهام میگیرد و مشوق دخالت امپریالیستها در امور داخلی ایران و تعیین سرنوشت مردم ایران است.چنین اپوزیسیونی درمقابل مانور جمهوری اسلامی کاملا خلع سلاح است و حرفی برای گفتن ندارد.  ننگ ابدی بر  اپوزیسیونی که جز خرابکاری و خیانت  درجنبش هنر دیگری ندارد.وظیفه همه نیروهای مستقل و ضد امپریالیست و دمکرات است که ضمن  پیکار علیه جمهوری جهل و جنایت اسلامی به افشای این اپوزیسیون ضد انقلابی و خودفروخته نیز بپردازند و در خنثی کردن توطئه های  مزدوران امپریالیست کمر همت بندند.

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

تجمع دوم دانشجویان دانشگاه فردوسی در اعتراض به تجاوز به دانشجو در محوطه دانشگاه

در پی ضرب و شتم و تعرض به یکی از دانشجویان دختر در محوطه دانشگاه فردوسی مشهد، دانشجویان این دانشگاه برای دومین بار تجمع کردند.
به گزارش دانشجونیوز، در این تجمع اعتراضی که با حضور صدها تن از دانشجویان برگزار شد، مسئول روابط عمومی دانشگاه، دکتر سید موسوی در جمع دانشجویان معترض حاضر شده و ادعا کرد که مشکلی پیش نیامده و دانشجوی مضروب تنها زمین خورده و صدمه دیده است.
بر اساس این گزارشات، این مسئول در اظهار نظر پیشین خود، شئونات اسلامی را به دانشجویان معترض گوشزد کرده و گفته بود «یک دختر باید حجابش را رعایت کند تا در امنیت به سر برد و چنین مشکلاتی رخ ندهد»
در ادامه این گزارش آمده است، پس از صحبت های این مسئول دانشجویان که اقناع نشده بودند به سوی خوابگاه پردیس حرکت کرده و خواستار حضور دکتر طهمورث پور، معاون دانشجویی دانشگاه شدند و اعلام کردند در غیر این صورت خیابان اصلی دانشگاه را خواهند بست.
با این حال معاون دانشجویی در ابتدا در جمع دانشجویان حاضر نشد و پس از بستن راه به وسیله دانشجویان بود که وی به نزد معترضین آمد.
این گزارش می افزاید، معاون دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد در برابر اعتراض دانشجویان به تهدیدات انضباطی پرداخت و گفت: «در صورتی که دیگر تجمعی برگزار نشود هیچ برخوردی صورت نخواهد گرفت». وی همچنین در ادامه حادثه پانزدهم خرداد را که منجر به تجاوز و ضرب شتم دانشجوی دختر این دانشگاه شده بود، تنها ضرب و شتم دانست و در برابر اعتراض دانشجویان که گفت:«از ماجرا خبر ندارد.».
این در حالی است که به عقیده دانشجویان حاضر دار این تجمعات، اظهارات این مسئول با اظهارات قبلی مسئولین کاملا دار تناقض بوده است.
در ادامه علی رغم درخواست گسترده دانشجویان، دکتر طهمورث پور حاضر به عذرخواهی نشد و از دانشجویان خواست که فقط نمایندگان خود را برای بررسی موضوع معرفی کنند.
طبق گزارش های ارسالی، مسئولان دانشگاه پی گیری های شورای صنفی دار مورد این ماجرا بی پاسخ گذاشته اند.
در بخش مهمی از این گزارش آمده است، اطرافیان و دوستان دانشجوی مذکور تحت فشار نهادهای امنیتی و مسئولین دانشگاه هستند تا درباره حادثه پیش آمده سکوت کنند و حتی برخی از آنان مجبور به ترک مشهد در روز اول امتحانات شده اند.
گفتنی است مسئولین دانشگاه بارها از رسانه ای شدن این حادثه ابراز ناراحتی کردند به گونه ای که به نظر می رسد دار نظرمسئولین مسکوت ماندن و رسانه ای نشدن این موضوع بسیار مهمتر از رسیدگی به فاجعه تجاوز به یک دانشجو در محیط دانشگاه بوده است.
شایان ذکر است، شورای صنفی دانشگاه فردوسی مشهد نیز طی بیانیه ای این حادثه را محکوم کرده است.
به گفته دانشجویان این دانشگاه، مسئولین در ابتدا سعی کردند مانع پخش این بیانیه بین دانشجویان شوند که در نهایت موفق به انجام این کار نشده و بیانه دار تیراژ بالایی بین دانشجویان پخش شده است.
این بیانیه در اسرع وقت بر روی خروجی وبسایت دانشجونیوز قرار خواهد گرفت.
نقل از وبسایت دانشجو نیوز

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

اطلاعیه
مسئول مرگ هاله سحابی رژیم منفور و جنایتکار جمهوری اسلامیست

با خبر شدیم صبح روز چهارشنبه خانم هاله سحابی درمراسم خاکسپاری پدرش عزت الله سحابی یکی از رهبران نهضت آزادی ایران در اثر ضرب و شتم نیروهای انتظامی و لباس شخصی های چاقوکش دچارسکته قلبی شده و درگذشته است. هاله سحابی  یکی از فعالان طیف اصلاح طلب وعضو تشکل «مادران صلح» ایران بود. وی در جریان کودتای انتخاباتی خرداد 1388 دستگیر شد و به دوسال زندان محکوم گردید. هاله سحابی پس از مرگ پدرش موقتا  از زندان آزاد گردید تا در مراسم تشیع جنازه  و خاکسپاری اوشرکت نماید. درهمین رابطه یکی  ازروزنامه‌نگارانی که در این مراسم حضور داشته چنین بیان داشت «هاله سحابی پس از مداخله ماموران لباس شخصی و درحالی که فضای مراسم بسیارمتشنج بود و پس ازاینکه ماموران جنازه پدرش را با خود بردند دچار حمله قلبی شد و به دنبال آن پس از اینکه به درمانگاه لواسان برده شد درگذشت.»
رژیم سرمایه داری و مافیائی جمهوری اسلامی از آنجا که بنا بر ماهیتش نمی تواند به خواستهای دمکراتیک و حقوق عموم مردم و نیروهای سیاسی پاسخ دهد و از دامنه گسترش این مبارزات هراسناک است به این جهت تلاش مذبوحانه میکند تا با اعمال خشونت، با سرکوب و به زندان انداختن و شکنجه و قتل و  یا تعهدات سنگین مالی ازآنها از تداوم مبارزه ممانعت بعمل آورد. لیکن تا زمانیکه ظلم و زور، تبعیضات، فساد، فقر و بی عدالتی و سرکوب و اختناق وبربریت .... درجامعه حاکم است زمینه بروز و رشد این جنبشها و اعتراضات نیزاجتناب ناپذیر است و رژیم  لرزان و پوسیده قرون وسطائی را توان مقابله با آن نخواهد بود. قتل هاله سحابی و اعدامهای وحشیانه مخالفین و بگیر وببندهای سیاسی که درایران جریان دارد آخرین دست و پازدنهای رژیمی است که  دربحران عمیق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بسر می برد وهیچ آینده روشنی برای بقای خود نمی بیند. رژیمی که تحمل جریانات و شخصیتهای  ملی مذهبی و اصلاح طلب را که درچهارچوب همین نظام خواهان تحقق مطالباتشان هستند و از انقلاب مردم بشدت می هراسند، ندارد و اینگونه وحشیانه به سرکوب آنها می پردازد به آخر خط رسیده و محکوم به فروپاشی است.
حزب کارایران(توفان)  ضمن دفاع  قاطع ازحقوق دمکراتیک و آزادیهای سیاسی و اجتماعی و احزاب وسندیکا و...رژیم جمهوری اسلامی را مسئول و مسبب مرگ هاله سحابی می داند و بشدت آن را محکوم میکند. ما ازهمه نیروهای مترقی و مردمی و سازمانها و  تشکلات بین المللی مدافع حقوق بشر می خواهیم  به جمهوری اسلامی اعتراض کنند واین عمل ضد انسانی و بربرمنشانه را محکوم نمایند.
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جهموری اسلامی!
زنده باد آزادی وسوسیالیسم!
حزب کارایران (توفان)
12 خردادماه 1388


۱۳۹۰ خرداد ۴, چهارشنبه

ناصر حجازی در قلوب مردم جای گرفت و جاودانه شد
سخن هفته
نقل از فیس بوک توفان
دوم خرداد 1390
                                         
ناصر حجازی یکی ازمحبوبترین چهره های تاریخ فوتبال ایران امروز دوشنبه دوم خرداد ماه درسن 62 سالگی در گذشت. ناصر حجازی در طول حیات زندگی ورزشی و اجتماعی اش هرگز درمقابل حکومتهای ضد مردمی شاهنشاهی و جمهوری اسلامی سر فرود نیاورد و جسورانه از عقایدش دفاع نمود. وی انسان شریف و مردم دوستی بود، مردمی زیست ودر قلوب مردم نیز جای گرفت و جاودانه شد.
فوتبال در ایران بر خلاف همه کشورهای جهان به پاس حاکمیت عفریت جمهوری اسلامی صرفا یک پدیده ورزشی نیست یک اقدام آشکار سیاسی است. رقابتی آشکار میان توده مردم و حاکمیت متحجر اسلامی است. رقابتی میان ترقی و تحجر است. رقابت و مبارزه ای آشکار میان استبداد اسلامی و تلاش مردم برای تساوی حقوق زنان با مردان ایران است که آنها را حتی از شرکت در شادی پیروزی تیم ملی فوتبال ایران و یا مسابقات باشگاهی در آوردگاه آزادی محروم میکنند. برد و باخت این تیم هر دو موجب ترس رژیم و وسیله مبارزه مردم علیه رژیم جمهوری اسلامی است. رژیم جمهوری اسلامی که قادر نشد و نبود این ورزش مورد علاقه مردم ایران را از تاریخ ورزش ایران حذف کند تلاشهای بیهوده ای کرده است تا بر موج فوتبال سوار شود و آنرا تحت نظارت و کنترل خود در آورد. رژیم که بیشرمانه نام تیم ملی را به تیم فوتبال جمهوری اسلامی تغییر داده بود و به ملی و ملت لجن می پاشید و به ریسمان امت اسلامی آویزان شده بود تلاش  بیهوده ای کرد تا دلسوزان ورزش دوست را ازمیدان بدر کند وخود را ایران دوست وورزش دوست جابزند. زهی بیشرمی! ناصر حجازی یکی از چهره های درخشان فوتبال ایران بود که بی باکانه به سیستم ورزشی جمهوری اسلامی  و فساد و دزدی و دغلکاریهای رژیم انتقاد میکرد و از اصول و اخلاق ورزشی دفاع مینمود.فساد و باند بازی در فوتبال ایران، دخالت وقیحانه کاربدستان نالایق رژیم درتمامی زوایای خصوصی فوتبالیستهای ایران وفشار وتهدید  وتروربازیکنان فوتبال بخاطر تعلقات سیاسی وعقیدتیشان بر کسی پنهان نیست. ناصر حجازی در چنین فضائی به فعالیت ورزشی اش ادامه داد و موی دماغ نابکاران جمهوری اسلامی بود.
ناصر حجازی بارها نشان داد که زیر بار حرف زور نمی رود. جوانان ورزش دوست ایران از صراحت لهجه ، ازجسارت او،  ازبی باکی و رک گویی او الهام  گرفته و خدمات وی را هرگز فراموش نخواهند کرد. ناصر حجازی  در آخرین روزهای حیاتش  درمورد وضعیت  اسفناک اقتصادی ایران  اظهار نظر نمود و شدیدا به دولت منفور احمدی نژاد  و سیاست هدفمند کردن یارانه ها انتقاد نمود و از مردم زحمتکش ایران بدفاع بر خاست. مصاحبه های وی در اوج بیماری اش واکنشهای رسانه های دولتی را درپی داشت و رجا نیوزنیز در یادداشتی صریح به او اخطار داد که " پای خود را از گلیمش درازتر نکند". ناصر حجازی درهمین مورد در سایتش نوشت.« به من می گویند عصبانی نشوم، مگر بی غیرتم وقتی درد و مشکلات مردم را به چشم می بینم، با بی تفاوتی از کنار آن بگذرم. آمده اند و یارانه ها راقالب کرده اند. زندگی مردم بهتر نشسده که بدتر هم شده است. دولت می گوید چهل هزار تومان درماه به مردم کمک میکنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیده اند. دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کارکند، خدمت کند و زحمت و دسترنج مردم را دودستی تقدیم آنها نماید.»
 ناصر حجازی بخاطر همین ویژه گیهای مردمی است که محبوب همگان گردیده ودرگذشتش همه را سوگوار کرده است. ما یقین داریم که  که در تشیع جنازه وی درورزشگاه آزادی  روز چهارشنبه دهها هزار نفر گرد خواهند آمد و یادش را گرامی میدارند. یاد ش گرامی باد!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۹, پنجشنبه

شصت و ششمین سالگرد پیروزی بر فاشیسم

 
 66سال پیش در چنین روزهایی بود که شوروی در پنجمین سال جنگ جهانی دوم بر فاشیسم پیروز شد و از آن تاریخ به افتخاراین  پیروزی، ۹ می در سراسر روسیه جشن گرفته می شود. امسال نیز در این روز در شهرهای مختلف روسیه مراسم بزرگداشت شصت و ششمین سالگرد این پیروزی برگزار شد. از ویژگی های جشن امسال این بود که برای اولین بار و به طور همزمان در بیش از ۷۰ شهر روسیه رژه پیروزی برگزار شد

مركز نگهداري معلولين فرخنده

  در اين مرکز در حال حاضر 84 کودک زندگي مي کند . شرايط زندگي اين کودکان در عکسها گوياست . آمار مرگ و مير در اين کودکان بالا و در سالهاي اخيربي سابقه ست .هفته ي پيش يکي ديگر از اين کودکان جان سپرد .
بوي بسيار زننده و متعفن ادرار به بازديد کننده ها مجال نمي ده تا بيشتراز 4-5  دقيقه در خوابگاه اين کودکان معصوم بمونند . عمر متوسط دراين کودکان 10 تا 14 سال است .

شايد نياز اين بچه ها به کمکهاي غير نقدي شما خيلي زيادتر از حد تصورتون باشه. نيازي نيست براي کمک به بهبود شرايط اين بچه ها پول بديد ، اگر درخونه تون پتو ، لحاف يا بالش  تميز سايز کودک داريد ، اگه فرش يا گليم يا زير انداز تميزي داريد از اهداي اون به اين بچه ها دريغ نکنيد .



دادن لباس کودک و يا اسباب بازي به اين بچه ها دنياي اونها را متحول مي کنه .اکثر اين بچه ها يتيم و يا رها شده هستند . حالا که دنيا اونها را فراموش کرده شما اونهارا فراموش نکنيد . مطمئن باشيد اين بچه ها با احساسهاي پاک و کودکانشون محبت شما را درک مي کنند .
به اونها به خاطر اين عمرهاي خيلي کوتاه و پر رنجشان رحم کنيد..
کمکشان کنيد تا اين چند سال کوتاه زندگيشان بيشتر از اين در مشقت و رنج نباشند.
اکثر اين کودکان مبتلا به اوتيسم مي باشند . در خارج، کودکان اوتيسمي مستقيما زير نظر روانشناسان قرار ميگيرند تا به آنها کمک شود تا زندگي راحت تري داشته باشند .
اما در ايران ، اين کودکان که خود مستعد مرگ هستند به تخت بسته مي شوند و
ساعتها به همان حال رها مي شوند .
کمکهاي خودتون را مستقيما به خود مرکز ببريد . آدرس مرکز : تهران - ميدان آزادي - خ محمد علي جناح - خ شهيد صالحي - خ شهيد ناصر
ولدخاني - پلاک 66 - مرکز نگهداري کودکان معلول فرخنده
021-66005779