۱۳۹۷ مهر ۲۱, شنبه

توفان الکترونیکی شماره 147 مهرماه

 

بادرودهای فراوان
توفان الکترونیکی شماره 147 مهرماه 1397 نشریه الکترونیکی حزب کارایران منتشرشد، در پخش آن ما را یاری رسانید
 با احترام
توفان
 
درشماره 147 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
 
 
- سخن هفته :حركات كور تروریستى و جنایتكارانه محكوم است

- واکنش مقامات بلندپایه خارجی و شورای امنیت به عملیات تروریستی اهواز

- در جبهه نبرد طبقاتی:ادامه اعتصابات و اعتراضات کارگران در شهریور ماه

-آغاز سال تحصیلی وعذاب دانش‌آموز و معلم در ایران

- ۷میلیون و ۴۰۰ هزار محروم از تحصیل

- آیندۀ تباه شدۀ کودکان بر سر سفره‌های عَقد

- اعتراض یک زن فعال ضد جنگ

- سخنی کوتاه در افشای شبکه امپریالیستی، صهیونیستی «توانا»

- استالین و افسانه «بلشویک‌های قدیمی»

- گشت و گذاری در فیسبوک وتلگرام ،پرسش وپاسخ

 

 
 
 

دریای خزر باید مظهر دوستی و تفاهم در شمال ایران باشد

دریای خزر باید مظهر دوستی و تفاهم در شمال ایران باشد
 
نخست اینکه توافقنامه تعیین وضعیت حقوقی دریای خزر در ماههای اخیر به یک جنجال تمام عیار بدل شده است. حزب کار ایران(توفان) در گذشته(توفان شماره 93  آذر ماه  1386)  در طی مقالات متعدد به این مسئله برخورد کرده و در آینده نیز برخورد خواهد کرد. ولی در مقدمه این برخورد اساسا باید طرفهای منتفع بدانند بر اساس چه اصول و اعتقاداتی به بحث و تبادل نظر می­پردازند و هدفشان از این بحثها چیست؟ حتی بر سر اقدامی که صورت گرفته است درگیران در بحث، توافق نظر کامل ندارند. برخی از تفاهم­نامه و پاره­ای دیگر از توافقنامه و دیگران از قرارداد صحبت می­کنند در حالی که استفاده از این واژه­ها همتراز نیستند. اسناد "برجام" نشان داد که توافقنامه را می­شود بدون تصویب مجلس تنظیم کرد و از آنجا که هنوز به مصوبه و قرارداد بدل نشده است و مجلسین طرفهای مشاجره آنرا تصویب نکرده­اند، برهم زد. کاری که آقای ترامپ و سایر روسای جمهور آمریکا تا کنون کرده­اند.
 
دوم اینکه یک اظهار نظر همه­جانبه فقط محصول برخورد سیاسی و قضائی نیست، باید اطلاعات کارشناسی نیز داشت تا مزایا و مضرات این سند را درک کرد. در این زمینه اظهار نظرات روشن و همه جانبه وجود ندارد، دلیل اصلی آن هم در این است که رژیم جمهوری اسلامی می­خواهد مسایل را در پشت پرده و بدور از چشمان "نامحرم" مردم حل کند. رژیمی که چنین سیاستی اتخاذ می­کند حتما ریگی در کفش دارد که از بحث و تبادل نظر از طرف مخالف و موافق و بحثهای همه­جانبه و کارشناسانه، ممانعت می­کند. دامن­زدن به این نظریات برای روشن کردن محتوی مسایل و سیاسی کردن مردم که بتوانند از حقوقشان و منافع کشورشان دفاع کنند اهمیت درجه اول دارد. حتی معلوم نیست که این سند را چه کسی و با چه تعداد آرائی باید در ایران تصویب کند؟. آیا حکم ولی فقیه برای فروش ایران کفایت می­کند؟ آیا وکلای دست­نشانده و انتصابی مجلس اساسا مشروعیت تصویب چنین قراردادهائی را دارند؟
از قرار برای رژیم ایران تنها حفظ نظام جمهوری اسلامی کافی است و اساس تصور و تفکر آنها نیز همین است و بس. ایران برباد رود برایشان مهم نیست، آخوندها بر سر کار باقی بمانند.
 
سوم اینکه هر سندی می­تواند دارای نکات مثبتی نیز باشد، ولی تنها به نکات مثبت و یا منفی برای نیت سیاسی خاص تکیه کردن و سند را همه جانبه و عمیق بررسی نکردن، خاک پاشیدن به چشم مردم است. در هر سندی باید قید شود که اختلافات ممالک ساحلی دریای خزر(کاسپین، مازنداران) باید بر اساس روح دوستی و تفاهم میان کشورهای همجوار منطقه بر اساس انصاف و تفاهم و سود متقابل حل شود. این روحیه باید بر تمام سند بدون قید و شرط حاکم باشد. سند باید احترام متقابل، عدم دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه، تحکیم دوستی دیرینه و منافع مشترک همه کشورهای این منطقه را در نظر داشته باشد. نمی­شود سندی را با این نیت تنظیم کرد که در پی کلاه گذاردن بر سر کشورهای همجوار و خلقهای منطقه بود. چنین سندی عمرش برباد است و به جز ایجاد کینه توزی و دشمنی ثمره­ای به بار نمی­آورد. هر سندی باید تضمین متقابل داشته و این تضمین باید روشن، عینی و قابل لمس باشد. تضمینهای لفظی و یا همراه با قسم و آیه، نه تنها راه­گشای هیچ مشکلی نیست، بلکه خود مشکل آفرین است. سندی که تضمین واقعی نداشته باشد "برجام" است که نوکران امپریالیسم آمریکا آنرا تائید کرده به آن اساسا اعتراضی ندارند و تحریمهای غیرقانونی این جنایتکاران را تائید می­کنند. مگر امپریالیسم آمریکا سند "برجام" را امضاء نکرده بود؟، مگر توافقنامه­های مربوط به سازمان تجارت جهانی، یونسکو، منشور ملل متحد و... را امضاء نکرده است؟ پس چرا به زیر همه این توافقات جهانی می­زند، بی­شرمانه طلبکار است و احساس گردن­کلفتی هم می­کند؟ برای اینکه تضمین همه قراردادهای جهانی زور است. واژه­ها تا زور پشتشان نباشد، فاقد ارزشند. تمام آن ایرانی­های خائن و خودفروخته­ی اجنبی پرست که تجاوز به عراق، افغانستان، لیبی، فلسطین، سوریه ، یمن و به ایران را با نقض همه قواعد، قوانین جهانی و ضوابط برسمیت شناخته شده تائید می­کنند و با شعار اسرائیلی "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران(بخوانید جانم فدای اسرائیل و نتانیاهو-توفان) به میدان می­آیند همان کسانی هستند که پشت سر همه ناقضان حقوق بین­الملل سینه می­زنند و از نقض همه قراردادهای بین­المللی به نفع ارباب جنایتکارشان، امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم اسرائیل دفاع می­کنند. این خودفروخته­های ایرانی همان کسانی هستند که توافقنامه "برجام" را که تسلیم ایران به آمریکا بود تائید کردند و اکنون هم که امپریالیسم آمریکا همان قرارداد را نقض کرده است، بازهم ترامپ را تائید می­کنند. این خودفروختگان ضد ایرانی نظیر مجاهدین خلق و جاسوسان سلطنت­طلب فاسد و راهزن هیچ عِرق ملی نداشته و دلشان برای مردم ایران نمی­تپد. آنها ناراحتند که چرا ورود کشتیهای جنگی آمریکا با بمبهای اتمی برای حمله به ایران از طریق بحر خزر ممنوع شده است. آنها نارحت­اند چرا ترکمنستان و آذربایجان را مجبور کرده­اند از همدستی با آمریکا و اسرائیل و انگلستان دست بردارند و تئوری ارتجاعی "دریای آزاد" برای "آزادی" غارت امپریالیستها در این دریای محدود منطقه­ای را بدور اندازند. آنها ناراحت­اند که کشورهای منطقه مستقل بمانند و نوکر آمریکا نباشند. سراپای اظهار نظر رسانه­های گروهی امپریالیستی از بی بی سی و رادیو زمانه و رادیو فردا و رادیو "پس­فردا" و "من و تو" و صدای آمریکا و دارو دسته­های مزدور لوس آنجلسی گرفته تا رسانه­های انحصاری رسمی امپریالیستی، برگزاری مجالس سوگواری برای "مام میهن" است که چرا دست امپریالیسم آمریکا از دریای خزر کوتاه شده است و ایرانی­های خود فروخته آرزوی تجاوز به ایران را در پا رکابی امپریالیسم و صهیونیسم از دست داده­اند. این خائنان بعد از فروپاشی شوروی در دنیای تخیلات خود سیر می­کنند و حقوقی برای ممالک ساحلی بحرخزر قایل نیستند و به دشمنی و نفاق دامن می زنند و طوری درمورد قراردادهای 1921 و1940 سخن می گویند توگویی مدافعین سینه چاک آن هستند!! درحالی که در پیمانی که در آن دوران با ایران با توجه به روح برادری و همسایگی منعقد شد در مورد سرنوشت دریای مازندران(دریای خزر) نیز تصمیماتی اتخاذ گردید که بزرگوارانه حقوق ایران همتراز حقوق شوروی و بنفع طرفین منظور می­شد. این پیمان دوستی بر اساس حسن همجواری در زمان رفیق استالین در سال 1940 تکمیل شد. به­موجب این قرارداد که با عنوان “تجارت و بحر پیمائی“ بین دو دولت ایران و شوروی منعقد شد منطقه­ای به وسعت 10 مایل به عنوان آبهای ساحلی دو دولت تعیین شد و مابقی دریا به صورت مشترک، مشاع و مفروز مورد استفاده دو دولت شناخته شد. این وضعیت که حقوق ایران را برسمیت می­شناخت هرگز از جانب رژیمهای حاکم در ایران  از ترس قدرتیابی کمونیستها و افزایش نفوذ شوروی در ایران مورد ادعا، استفاده و بهره­برداری قرار نگرفت. این وضع کماکان تا پایان فروپاشی اتحاد شوروی در1991 تداوم یافت. دراین دو قرارداد جز حسن تفاهم و استفاده مشترک و احترام به تمامیت ارضی یکدیگر سخنی نمی­رود. دراین دو سند درمورد تقسیم "هندوانه­ای" بحرخزر سخنی نمی­رود.
 حال که امپراتوری روسیه در هم ریخته است و سخن بر سر تقسیم منافع مشترک در دریای مازنداران به میان می­آید همه شعب بورژوازی ایران، حتی بورژوازی خود فروخته سلطنت طلب بیادش آمده که ما دارای قرارداد مشترکی با شورویها بوده­ایم که آنها ملزم و موظف به احترام به آن و اجرای آن بوده­اند. این هوچی­گری برای کتمان خیانتی است که این حضرات به مصالح ملی ایران کرده­­اند. این خیانت تنها مربوط به دوران رژیم جمهوری اسلامی نیست، آخوندها تنها ادامه دهنده خیانت سلطنت طلبان هستند. این قرارداد حداقل از نظر سیاسی سالهاست که اعتبار خود را از دست داده و مورد سوء استفاده رژیمهای ارتجاعی ایران بوده است. اینکه اعتبار حقوقی آن تا به چه حد است شاید بررسی آن کار کارشناسان حقوقی باشد.
 
چهارم اینکه موج نخستی که بر ضد این قرارداد بلند شد، سونامی دروغ و دغل امپریالیسم، صهیونیسم، سلطنت­طلبان و جاسوسان آمریکائی بود. آنها خواهان تجاوز داعش به ایران هستند. آنها خواهان تفرقه، دشمنی و آشفتگی در میان خلقهای منطقه می­باشند و هوچی­بازی آنها فقط به خاطر نوکری آنها برای آمریکاست. جالب این است که روحیه فاشیستی ضد روسی از سر و روی همه آنها می­بارد. آنها با کودتاگران 28 مردادی آمریکائی بیشتر نکات مشترک دارند تا با قرارداد 1921 شوروی با ایران که روسیه کنونی باید مجری مفاد آن باشد. روسیه کشور همسایه ایران است ولی آمریکا آن سوی کره زمین قرار دارد. دشمنی آنها با روسیه و دیو ساختن از روسها و "دنیای آزاد" نشان دادنِ عفریت آمریکا، از سنت ضد کمونیستی و ضد ایرانی آنها نشات می­گیرد که هم در گذشته در مورد شوروی دروغ می­گفتند و هم اکنون در مورد روسیه تبلیغات منفی می­کنند. ایجاد واهمه در دل مردم ایران از "آدمخواری" روسها تنها برای توجیه استقبال از  آمریکائی­های آدمخوار در ایران است.
 
پنجم اینکه موج دوم سونامی دروغ، جناح روسوفیل در ایران است. آنها راه افتاده­اند تا هرآنچه نیز که برای ایران و منطقه مضر است، ولی منافع امپریالیسم روس را تامین می­کند، مورد تائید قرار دهند. تبلیغات امپریالیسم باعث شده تا روسوفیلها که شوروی را "سوسیالیستی" و یا "امپریالیسم خوب" می­دانند از هر آنچه در این سند آمده است دفاع کنند. ولی این سند فاقد تضمین رسمی است. این سند تمام قراردادهای چند دهه گذشته را که غیرقانونی میان روسیه و سایر کشورهای ساحل خزر بسته شده است را، اگر نگوییم که تایید کرده،  حد اقل ناروشن باقی گذارده است. این سند برای ایران حکم حلوای نسیه را دارد. سرنوشت بسیاری از نکات آن به آینده موکول شده و بعدا که کار از کار گذشت تعیین می­شود. ایران بدون گرفتن امتیاز منصفانه بر امتیازات سایرین قلم تائید گذارده است. بسیاری نکات آن ناروشن و قابل تفسیر است. هم اکنون پایگاه تجاوز اسرائیل در آذربایجان قرار دارد و ایران را تهدید می­کند. وعده­های پوچ الهام علیوف که با سکوت دیگران همراه است چه فایده­ای برای حال ایران دارد تا ترور دانشمندان اتمی­اش متوقف شود و چه دردی را از کلمات شیرین درون سند درمان می­کند. هر سندی زمانی باید اعتبار داشته باشد که نه تنها همه نکات مندرج در آن مورد توافق باشد، بلکه خود سند نیز در مجموع باید بعد از اتمام آن مورد تائید بوده و با روح تفاهم و دوستی ابتدائی سند در تناقض قرار نگیرد. در این سند شما چنین تضمینهائی نمی­بینید و به همین جهت این سند نمی­تواند منافع ملت ایران را مد نظر قرار دهد. باید به پنهانکاری خاتمه داد، باید نوکران سازمان سیا را در ایران که برای مخدوش کردن بحث پیدا شده­اند، افشاء کرد باید به روسوفیلها که منافع ایران را در پای منافع امپریالیسم روس قربانی می­کنند، دهانه زد و باید خواهان بحث آشکار و بدون ممیزی و همگانی مردم شد. بدون رفع خفقان و بحث بدون هراس از تعقیب، این سند ارزش قضائی، اخلاقی، سیاسی ندارد و سرنوشتش به موئی بند است. مسئولیت مستقیم این خیانت را جمهوری سرمایه­داری اسلامی به دوش می­کشد.
 
 
 
برگرفته از توفان شـماره 223 مهر ماه 1397ـ اکتبر سال 2018
ارگان مرکزی حزب کار ایران(توفان)
 
صفحه حزب کار ایران(توفان) در شبکه جهانی اینترنت
www.toufan.org
نشانی پست الکترونیکی(ایمیل)
toufan@toufan.org
لینک چند وبلاگ حزبی
وبلاگ توفان قاسمی
http://rahetoufan67.blogspot.se/
وبلاگ ظفرسرخ
 http://kanonezi.blogspot.se/
 وبلاگ کارگر آگاه
 http://www.kargareagah.blogspot.se/
  سایت کتابخانه اینترنتی توفان
http://toufan.org/ketabkane.htm
 سایت آرشیو نشریات توفان
 http://toufan.org/nashrie_tofan%20archive.htm
 توفان در توییتر
https://twitter.com/toufanhezbkar
توفان در فیسبوک
https://www.facebook.com/toufan.hezbekar
 توفان درفیسبوک به زبان انگلیسی
https://www.facebook.com/pli.toufan?fref=ts
 توفان درشبکه تلگرام
https://telegram.me/totoufan
 
 

توفان 223

 
لطفا نشریه جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 223 مهر ماه  1397 ومقالات را ملاحظه فرمائید ودر پخش آن ما را یاری رسانید
با تشکر
www.toufan.org
 
 

۱۳۹۷ شهریور ۱۶, جمعه

نان،کار،آزادی

نان،کار،آزادی
 
خامنهای هنگامی که از هدف جامعه اسلامی سخن میراند، برای آن سه ویژگی قائل میشود و یا به عبارتی از آن به عنوان سه ضلع «هندسه انقلاب» اسلامی یاد میکند. این سه خصوصیت، که «هدف غائی و نهائی» «انقلاب اسلامی» است، عبارت هستند از «پیشرفت»، «عدالت» و «معنویت». امروز که در آستانه چهلمین سال حاکمیت نظام سرمایهداری عقبافتاده جمهوری اسلامی هستیم، دغدغه اساسی مردم کماکان کار، نان و آزادی است که به مثابه سه مسأله عمده و سه نیاز مبرم در شعارهای مردم کوچه و خیابان انعکاس یافته است. چهل سال مدت کوتاهی نیست، سران اسلامی ایران اگر از دوراندیشی و درایت لازم برخوردار میبودند، امروز اوضاع کشور به گونه دیگری میبود. امروز بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب بهمن، کشور ما هنوز در زمینه تولید پیشرفته، درجا میزند؛ تولید عملاً به رکود کشیده شده است؛ صنعت کشاورزی کشور رو به نابودیست؛ در بخش صنایع کلیدی کشور هنوز دست ما به سوی جوامع سرمایهداری پیشرفته دراز است. اگر اقتصاد ما از رشد سالم برخوردار میبود؛ اگر سیاست دولت ایران بر کاهش وابستگی به صادرات نفت متمرکز میبود؛ اگر تولید با تأمین نیازهای کشور منطبق میبود؛ اگر اولویتهای سرمایهگذاری در بخشهای صنایع کلیدی درست و صحیح تعیین میشدند؛ اگر از استعدادهای جوانان کشور استفاده معقول میشد، اقتصاد کشور امروز در اثر تهدید و تحریمات آمریکا از هم فرونمیپاشید. «رهبر» اذعان دارد که «مشکلات اقتصادی کشور ممکن است بیست درصد، سی درصد، چهل درصد مربوط باشد به تحریمها [امّا] بقیّه مربوط به مدیریّت ما است» این اعتراف رهبر تأیید بیان حقیقتی است که کارگران و زحمتکشان ایران سالهاست آن را با پوست و گوشت و استخوان خود حس و تجربه کردند و همواره آن را فریاد زدند و گوش شنوائی نهیافتند. اما واقعیت این است که نظام سرمایهداری اسلامی ایران نه توانسته است بعد از گذشت ۴ دهه اقتصاد کشور را از وابستگی به امپریالیسم بهرهاند، و بدین ترتیب به «پیشرفت»، رکنی از ارکان و اهداف «انقلاب» جامه عمل بهپوشاند. نتیجه عملی این پسرفت، این شده است که امروز مطابق اظهارات امیدعلی پارسا، رئیس مرکز آمار ایران «۲۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در کشور دنبال کار هستند»، یعنی بیکارند و سرمایه قادر نیست این تعداد قابل توجه از جوانان مستعد را جذب بازار کار کُند. اوضاع نابسامان کشور «رهبر انقلاب اسلامی» را واداشته است، تا پیدرپی به مناسبتها و بهانههای مختلف به وضعیت معیشتی مردم اشاراتی بکند و از دولت خود بخواهد که برای حل این مشکل اساسی راهی بیابد. «رهبر» اما آنچنان به «سیاستهای اقتصادی مقاومتی» دولت روحانی دل خوش کرده است، گوئی کلید حل معما را یافته است. او متوجه نیست که «بیکاری» و «تورم» از قوانین بازار سرمایه تبعیت میکند و نه از توصیهها و اوامر «رهبری». که گوئی با «روحیه شجاعت و ایستادگی» میتوان «بنیه اقتصادی کشور» را، که او آنرا یکی از «حساسترین و کلیدیترین موضوع» برمیشمرد، تقویت کرد.
 
«عدالت» که غایت و نهایت مطلوب «انقلاب اسلامی» است، هنوز پس از گذشت ۴۰ سال نهتوانسته است به عرصه عمل، به عرصه اجتماع راه یابد. «عدالت» بنابر سخن مفسرین قرآن، آن است که «فقر نباشد و مردم در معیشت و زندگی به استغنا و بینیازی دست یابند». کافیست به وضعیت معیشت مردم نگاهی انداخت، تا متوجه شد که نئولیبرالیسم زیر سایه «عدالت» اسلامی چگونه فقرا را فقیرتر و اغنیا را غنی‌تر ساخته و فاصله طبقاتی را تعمیق بیشتری بخشیده است. «رهبر انقلاب» همانند سَلَف خود، استاد مطهری، منشاء بیعدالتی را در «زور و ظلم» میبیند. اما او به شما ننمیگوید که «زور و ظلم»، خود از کجا منشاء میگیرد؟ البته «رهبری» مختارند که حقیقت را آنگونه که میخواهند، بهبینند، یا آن را کتمان کنند، ولی عموم مردم خوب میدانند که منظور و مقصود از شعار «عدالت» فقط امنیت سرمایه است. با سیاست خصوصیسازی و کاهشِ نقشِ دولت در اقتصاد، مردم چگونه میتوانند «در معیشت و زندگی به استغنا و بینیازی دست یابند»؟ بیجهت نیست که مسئول سیاسی سپاه امام سجاد، استان هرمزگان، اذعان میدارد «در عدالت هنوز عقب ماندیم.....». علیرغم این رهبر همان لاطائلات و گزافهگوئیهای خمینی را تکرار میکند که «انقلاب ما برای نان نبود»، مردم برای «معنویت» انقلاب کردند. این درحالیست که پس از گذشت چهار دهه از انقلاب بهمن ۵۷ رهبر از «معیشت مردم» به عنوان یکی از خطوط اصلی انقلاب یاد میکند.
روحانی پا را فراتر از رهبر میگذارد و علت نارضایتی مردم را اینگونه توجیه میکند. «مردم تنها به خاطر مشکلات اقتصادی به خیابان نیامدهاند و فقط پول و نان و آب نمیخواهند، یکی از خواستههای مردم این است که فضا را بازتر کنیم». یا روحانی نمیداند چه میگوید، در کلامِ باطل آمیزش میکند، یا میداند ولی آگاهانه دروغ میگوید. منظور روحانی از بازترکردن فضا «وحدت ملی» است، که مصداق آن «وحدت حاکمیت» است. بنابر روحانی «اگر همه با هم شویم، ...یعنی مجلس، دولت، قوه قضائیه، نیروهای مسلح، مردم از ما حمایت می‌کنند» (تأکید از توفان). حسن روحانی خیلی زیرکانه «وحدت حاکمیت» را به خواست، نیت و مطالبه تودهها تفسیر میکند و اعتراضات آنان را برای نان، کار و آزادی واکنش به وضع نامطلوب حاکمیت مینمایاند و جناحهای درون حاکمیت را به «وحدت» فرا میخواند تا به این «مطالبه به حق مردم» گوش فرا دهند. روحانی در این «وحدت ملی»، که اجزاء مرکبه چهارگانه آن «مجلس»، «دولت»، «قوه قضائیه»، «نیروهای مسلح» است، برای مردم جائی باز نمیکند. روحانی با این «وحدت ملی»، که چیزی نیست جز «وحدت حاکمیت»، قصد آن دارد تا در برابر جبهه نان، کار و آزادی صفآرائی کند و حاکمیت را برای تقابل جدی با مردم آماده سازد.
مردم ایران باید در این اوضاع حساس کنونی، که تضادهای درون قدرت روز به روز عیانتر میشوند و ترس و وحشت از فروپاشی نظام به بدنه حاکمیت رسوخ کرده است، از اعتراضات اقشار مختلف جامعه، به ویژه از مبارزات طبقه کارگر، به دفاع برخیزند. اتحاد و همبستگی مردم، اگر قرار باشد با موفقیت و پیروزی قرین شود، باید با تشکیلات و برنامه منسجم درآمیزد. کمونیستها و نیروهای مترقی و انقلابی وظیفه دارند تا زمینه چنین مبارزه متشکلی را بوجود آورند و راه و جهت مبارزه را به مردم نشان دهند. ما خسته نمیشویم از تکرار بیان این حقیقت که لازمه دستیابی به استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی پیوند با طبقه کارگر ایران است. تاریخ معاصر ایران گواهی میدهد که طبقه کارگر در مبارزه برای صیانت از منافع ملی و ملت ایران همواره به نیروی لایزال خود متکی بوده و صف خود را از بدخواهان و دشمنان به خلق و کشور جدا ساخته است.
در برابر اقشار زحمتکش ایران، معلمان، پرستاران، کارگران، بازنشستگان، دانشجویان، کشاورزان همه و همه، برای نیل به پیروزی برای آیندهای درخشان، راهی نیست جز اقبال و اعتماد به سالمترین، صادقترین و پیگیرترین طبقه، یعنی پرولتاریای ایران و رهبری سیاسی او. باید این نیروهای افراد پراکنده را در بستر یک تشکیلات سیاسی به نیروی جمعی بدل کرد، تا قدرت شکننده آنان در مبارزه موثر واقع شود. ولی صِرف وجود تشکیلات نیز برای پیروزی بر دشمن کافی نیست؛ این تشکیلات باید توسط رهبران کاردان، با تجربه، با کفایت و انقلابی با دانش و به شیوه علمی رهبری و هدایت شود. از اینروست که نقش رهبری در هر جنبش انقلابی شرط لازم برای پیروزی است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
 
نقل از توفان الکترونیکی شماره 146 نشریه الکترونیکی حزب کارایران شهریور 1397

توفان الکترونیکی شماره 146 شهریورماه

ادرودهای فراوان

توفان الکترونیکی شماره 146 شهریورماه 1397 نشریه الکترونیکی حزب کارایران منتشرشد، در پخش آن ما را یاری رسانید

 با احترام

توفان


 

درشماره 146 توفان الکترونیکی
مطالب زیر را می خوانید:
نان،کار،آزادی
سخنی كوتاه در مورد مبارزات دلیرانه مردم ایران
تحریم های امریکا و اثرات آن از منظر جنسیتی
ایران وطن من - گزارشی از ایران
توطئههای ضد کارگری را درهم شکنیم
اتحاد و همبستگی ما کارگران، تنها تضمین پیروزی مبارزات «هفت تپه» است
درحاشیه راهپیمایی كارگران راه آهن
محمد خاتمی ، ناجی نظام ولایت فقیه و شخص رهبر است
پرسش و پاسخ در شبکه تلگرام
گشت و گذاری در فیسبوک، پاسخ به یک پرسش
 

 

نشریه جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 222

ا درود

لطفا نشریه جدید توفان ارگان مرکزی حزب کارایران شماره 222 شهریور ماه  1397 را ملاحظه فرمائید ودر پخش آن ما را یاری رسانید

با تشکر